با سلام
منتظر مقالات کشاورزی باشید :
فقط از دوستان عزیز تقاضا می شود ایده های خود را در قسمت نظر خواهی بنویسند .
با تشکر .............. جواد سرودی
مقدمه
در اين جلسه مبحث تاريخچه و اهميت تغذيه گياهان بيان ميشود.
علم تغذيه گياه
علم تغذيه گياه علمي است که به چگونگي تامين نيازهاي غذايي گياه به منظور افزايش کميت و کيفيت محصول مي پردازد.
آيا کيفيت محصول ژنتيکي است يا تحت تاثير عوامل محيطي قرار دارد؟
بطور کلي کيفيت محصول، بخصوص در مورد گلها و گياهان زينتي مثل رنگ گل، بوي گل و خصوصياتي مثل تعداد كاسبرگ و تعداد پرهاي گل در درجه اول بوسيله عامل ژنتيک کنترل ميشوند؛ و عوامل محيطي از جمله تغذيه گياه تاثير زيادي در آن دارند. از طريق تغذيه صحيح و متعادل گياه، کميت و کيفيت محصول افزايش پيدا ميکند. پس کيفيت محصول بوسيله دو عامل محيطي و ژنتيكي در گياه کنترل ميشود. به اين مفهوم كه در درجه اول بايد سعي کنيم گياهي را انتخاب کنيم که بطور ژنتيکي کيفيت خوبي داشته باشد و اين کيفيت خوب بايد در يک محيط خوب پرورش داده بشود و عوامل مورد نياز آن نيز تأمين بشود تا اين کيفيت خوب بروز كند.
اهميت اقتصادي گياهان زينتي
امروزه بحث كيفيت محصولات بخصوص در زمينه گلهاي زينتي داراي اهميت بسزايي است. بسياري از کشورها در زمينه صادرات گلهاي زينتي موفقيتهاي زيادي کسب کردهاند و سالانه ميليادرها دلار ارز بدست مي آورند. کشور ما هم گرچه در قديم پرورش گل و گياه داشته است ولي رتبه دوازدهم صادرات گلهاي زينتي را در سطح جهان داراست.
آيا علم تغذيه گياه يک علم جديد است يا قديم؟
قدمت علم تغذيه گياه به زمان شروع کشاورزي بر ميگردد، انسانهاي قديم متوجه شدند که بعد از چند دوره کشت و کار، خاک مورد استفاده فقير شده و محصولات بعدي مانند محصولات اول رشد و توليد خوبي نخواهند داشت. چنانچه موادي مانند کود حيواني و خاکستر به خاک اضافه شود خاک تقويت ميشود. در زمانهاي قديم بدليل آنکه تحقيقاتي بصورت تجربي يا عملي وجود نداشت يافتههاي انسان حالت تجربي به خود گرفت. نظريه هوموس ارسطو در ارتباط با انسجام علم تغذيه گياه يکي از نظريههاي مطرح بود. بر طبق اين نظريه، گياهان بوسيله ريشه خود هوموس را از خاک جذب ميکنند.
هوموس مادهايست سياه رنگ، مقاوم به تجزيه و در اثر تجزيه ماده آلي در خاک ، حاصل ميشود و تاثير بسيار مثبتي در خصوصيات خاک، رشد و تغذيه گياه دارد. نظريه هوموس ارسطو ساليان سال مورد قبول واقع شد تا اينکه در قرن نوزدهم دانشمندان بوسيلهي آزمايشهايي كه انجام دادند، دريافتند که عناصر مختلف مورد نياز گياه عمدتاً از طريق خاک جذب گياه ميشوند و با اضافه كردن كود به خاک ميتوان کمبود اين عناصر غذايي را در گياه جبران كرد.
تاريخچه مصرف کود
مصرف موادي مانند خاکستر، کود حيواني و غيره بعنوان کود از قديم رايج بوده است. اما تاريخچه کود شيميايي به سال ۱۸۳۰ ميلادي بر ميگردد. در اين سال مصرف کود شروع شد. در سال ۱۸۴۳ ميلادي کود سوپر فسفات توليد شد، و در سال ۱۹۱۳ يک نظريه به نام واکنش هابر بوش مطرح شد. در اين واکنش گاز آمونياک توليد شده بعنوان ماده اوليه براي توليد انواع کودهاي ازتي مورد استفاده قرار ميگيرد و پس از آن نيز کودهاي مختلفي بتدريج توليد شدند و مورد مصرف قرار گرفتند.
متأسفانه امروزه يکي از مشکلاتي که در ارتباط با مصرف زياد اين کودها مطرح شده، مسائل زيست محيطي است. محققين سعي دارند تا مصرف كودهاي شيميايي را پايين بياورند و بجاي آن از مواد طبيعي مثل كودهاي حيواني در امر تغذيه گياه استفاده کنند.
آشنايي با عوامل موثر بر رشد گياه
مقدمه
در اين جلسه ، پيرامون عوامل مؤثر بر رشد گياه، توضيحاتي را ارائه ميدهيم.
رشد گياه
توسعه ممتد و فزاينده يک موجود زنده را اصطلاحاً رشد ميگويند. رشد را با معيارهاي مختلفي از جمله طول، ارتفاع، قطر و توليد ماده خشک ارزيابي و بيان ميکنند. رابطه رشد گياه و عامل رشد يا به عبارت ديگر منحني رشد يک منحني S شکل است، منحني رشد داراي سه قسمت مختلف؛ مرحله رشد کند، مرحله رشد سريع و مرحله رشد ثابت است.
عوامل مؤثر بر رشد گياه
بطور کلي دو گروه از عوامل، بر رشد گياه موثر هستند که بعنوان عوامل محيطي و عوامل ژنتيکي بيان ميشوند.
عوامل ژنتيکي:
منظور از عامل ژنتيکي همان ساختار و تشکيلات ژنتيکي گياه است. به عبارت ديگر با توجه به خصوصيت ژنتيکي، هر گياه توان و استعداد معيني براي توليد دارد.
عملكرد پتانسيل يا پتانسيل ژنتيكي به پتانسيل يا مقدار توليد گياه در شرايط مناسب گفته ميشود.
شناسايي عوامل محدود در محيط رشد يكي از اهداف پرورش دهندگان گياهان ميباشد. آنها با حذف عوامل محدود کننده سعي در افزايش توليد تا حد پتانسيل ژنتيکي را دارند.اما بدليل وجود عوامل محدودکننده، نميتوان به سقف پتانسيل رسيد ولي ميتوان به آن نزديك شد.
عوامل محيطي :
عوامل محيطي متعددي وجود دارند كه بيش از ۵۲ عامل محيطي، تاكنون شناسايي شدهاند، که ميتوانند رشد گياه را تحت تاثير قرار بدهند.
محيط :
مجموعهاي از شرايط خارجي که رشد و تکامل موجودات زنده از جمله گياهان را تحت تاثير قرار ميدهد، را محيط ميگويند. از جمله عوامل داخلي به ژنتيك گياه ميتوان اشاره كرد. ولي تعدادي از عوامل كه در خارج از گياه وجود دارند و رشد گياه را تحت تاثير قرار ميدهند را تحت عنوان محيط شناسايي كردهاند.
تقسيم بندي عوامل محيطي
عوامل محيطي به دو دسته تقسيم ميشوند :
۱) عوامل محيطي مفيد يا اصطلاحاً عوامل محيطي ضروري كه حتماً بايد در محيط رشد گياه وجود داشته باشند. مثل نور، دما و خاک مناسب و آب کافي؛
۲) عوامل محيطي که براي رشد گياه زيانبار هستند.
آيا عوامل محيطي موثر بر رشد گياه قابل کنترل هستند؟
عوامل محيطي متعدد مي باشند و بطور مثبت و منفي، رشد گياه را تحت تاثير قرار ميدهند. ممکن است عوامل محيطي در باغ و باغچه خيلي قابل کنترل نباشند مانند نور. اما بعضي از اين عوامل با يک مديريت صحيح قابل کنترل هستند مثلاً رطوبت خاک، اگر آبياري طبق اصول مناسب باشد ميتوان رطوبت خاک را در يک حدي که براي رشد گياه مناسب باشد کنترل كرد.
اما در محيط گلخانه و يا محيط بسته که گلها و گياهان زينتي توليد و تکثير ميشوند، عوامل محيطي قابل کنترل هستند. يعني مي توانيم با روشن کردن لامپ، مقدار نوري كه براي رشد گياه مناسب است را افزايش دهيم. پس در محيط گلخانه ميتوان خيلي از عوامل محيطي را کنترل کرد ولي در فضاي بيرون بعضي از اين عوامل از کنترل ما خارج هستند.
بخشي از عوامل محيطي مفيد و بخش ديگر زيان آور هستند. از جمله عوامل محيطي زيانآور ميتوان به گرماي زياد، خشکي، سرما، شوري خاک و آلودگي هوا اشاره کرد.
هدف شناسايي عوامل محيطي زيان آور و حذف آنها از محيط رشد گياه ميباشد. براي اين منظور گياهان را در خاك شور يا هواي آلوده پرورش نميدهند. و با آبياري به موقع از خشكي گياه و كمي آب جلوگيري ميكنند به عبارت ديگر عوامل محيطي زيانآور را حذف و عوامل محيطي مفيد را تقويت ميكنند.
آيا عامل ژنتيکي مهمتر است يا عامل محيطي ؟
هر دو عامل مهم ميباشند ولي در درجهي اول در زمان انتخاب بذر، قلمهزني و تکثير آن بايد سعي کنيم گياهي انتخاب کنيم که از نظر ژنتيکي، کميت و کيفيت بالايي داشته باشد. سپس عوامل محيطي را براي رشد آن فراهم کنيم که اين پتانسيل ژنتيکي بتواند خود را ظاهر کند و در نهايت گياهي با توليد بالا و کيفيت خوب داشته باشيم.
عوامل محيطي مؤثر بر رشد گياه / خاک محيطي طبيعي رشد و تغذيه گياه
مقدمه
در اين جلسه، پيرامون عوامل محيطي ضروري براي رشد گياه، مطالبي را بيان ميکنيم.
عوامل محيطي ضروري
عوامل ضروري موثر بر رشد گياه متنوع و متعدد هستند ولي از مهمترين آنها ميتوان به عواملي مانند نور، دما، رطوبت، تهويه و عناصر غذايي اشاره کرد. هر كدام از اين عوامل جداگانه توضيح داده ميشوند.
عامل رطوبت (يا آب):
گياه نيز مانند ساير موجودات زنده براي رشد مناسب نياز به آب دارد، با به عبارت ديگر آب مايهي حيات تمام موجودات زنده از جمله گياه است. در محيط رشد گياه، آب بايد به مقدار کافي و با کيفيت مناسب وجود داشته باشد زيرا رشد گياه را تحت تأثير قرار ميدهد و باعث ميشود عناصر غذايي موجود در محيط رشد گياه از جمله خاک در آن حل شده و جذب عناصر غذايي صورت بگيرد. نقش مهم ديگر آب شركت در عمل فتوسنتز است. فتوسنتز واکنشي است که اساس توليد گياهي بر آن استوار است. به عبارت ديگر فقدان فتوسنتز فقدان رشد در گياه محسوب ميشود. نقش ديگر آب تنظيم دماي برگ و گياه ميباشد. گياه از طريق انجام عمل تعرق، دماي خودش را پائين ميآورد و به مقدار قابل تحمل ميرساند، و اگر عمل تعرق آب از گياه نبود، گياه بر اثر افزايش دما ميسوخت.
براي رشد گياه، هر دو رطوبت کم و زياد زيان آور خواهد بود زيرا اگر رطوبت خاک زياد باشد گياه بدليل کمبود اکسيژن و تهويه نامناسب دچار مشکل ميشود و چنانچه رطوبت خاک کم باشد بدليل کمبود آب، خاک گياه دچار خشکي و پژمردگي ميشود، بنابراين هدف تأمين رطوبت در حد مناسب است. معمولاً رطوبت مناسب را رطوبت افسي تعريف ميکنند.
رطوبت افسي، رطوبتي است که مقدار آب اضافي را بعد از انجام عمل آبياري، از خاک خارج نموده و شرايطي را فراهم ميكند تا گياه بتواند از آب و اکسيژن کافي بهرهمند شود.
نکتهاي که در بحث آب مدنظر قرار ميگيرد اينست که:
معمولاً نياز آبي گياه زياد ميباشد و گياه براي هر يك كيلوگرم توليد ماده خشك ۵۰۰ کيلوگرم آب را از خاک جذب ميکند. يا بعبارت ديگر گياه مانند تلمبهاي است که بطور مرتب آب را از خاک ميگيرد و از طريق عمل تعرق، آنرا وارد اتمسفر و هواي بيرون ميکند و از کل آبي که گياه جذب ميکند %۹۹ به مصرف تعرق ميرسد و يک درصد از آن (% ۱) در ساختمان گياه مورد استفاده قرار ميگيرد.
عامل نور :
نور در عمل فتوسنتز نقش مهمي دارد. يعني گياهان سبز بدليل داشتن کلروفيل ميتوانند انرژي خورشيدي را جذب بکنند و در طي عمل فتوسنتز، گلوکز و ساير مواد مورد نيازشان را بسازند. در درجهي اول نور بايد مناسب باشد، نور مناسب نوري است که از لحاظ کيفيت و شدت و طول مدت خوب و مناسب باشد.
از نظر طول دوره نوري، گياهان را به سه گروه تقسيم ميکنيم:
۱) گياهان روز بلند
۲) گياهان روز کوتاه
۳) گياهان بي تفاوت
گياهان روز بلند
گياهاني هستند که به طول روز بالايي نياز دارند و چنانچه در شرايط طول روز کوتاه کشت شوند نميتوانند گلدهي خوبي داشته باشند.
گياهان روز کوتاه
گياهان روز کوتاه چنانچه در شرايط روز بلند کشت شوند به مرحله گل دهي نميرسند.
عامل دما :
دما ميتواند بطور مستقيم و غير مستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار بدهد. بذري که در خاک کشت ميشود به يک حداقل دمايي نياز دارد تا جوانه بزند و اصطلاحاً آنرا صفر گياه ميگويند. دما در جذب آب و عناصر غذايي توسط گياه نقش مهمي دارد. همچنين دماي مناسب در مراحل مختلف رشد سني متفاوت است يعني در مرحله استقرار گياهچه، رشد سريع و گل دهي متفاوت ميباشد.
عامل تهويه :
اکسيژن کافي براي رشد بهتر گياه بايد در خاک وجود داشته باشد. معمولاً در خاک بدليل تنفس ريشه، و فعاليت موجودات ذرهبيني و تجزيه مواد آلي توليد CO2 زياد است پس اين CO2 توليد شده بايد از خاک خارج شود و بجاي آن اکسيژن وارد خاک بشود.
در بعضي شرايط خاك داراي تهويه ضعيف است اما چه عواملي باعث تهويه نامناسب در خاک ميشوند؟ تهويه نامناسب ميتواند دو عامل داشته باشد.
۱)زيادي رطوبت خاک، يعني خاک از آب اشباع شده جايي براي هوا و اکسيژن باقي نمانده است؛
۲) تراکم و فشردگي خاک، يعني اکسيژن کافي در خاک نگهداري نميشود.
خاک محيطي طبيعي رشد و تغذيه گياه
مقدمه
در جلسه چهارم، خاک را بعنوان بستر طبيعي رشد و نمو گياه مورد بررسي قرار ميدهيم.
بستر کشت گياه، ميتواند محيط جامد يا مايع باشد. هر کدام از اين دو محيط مشتمل بر دو محيط طبيعي و مصنوعي است. محيط جامد طبيعي رشد گياه خاک، و محيط مايع طبيعي بستر آب رودخانهها و درياچهها است که يکسري گياهان آبزي بر روي آن رشد و نمود دارند. کشت هايدروفونيک (Hydrophonic) يا محلولهاي کشت از جمله محيطهاي مصنوعي ميباشند.
خاک
بطور کلي خاک از تجزيه و تخريب سنگها و کانيهاي تشکيل دهنده پوسته زمين بوجود ميآيد و اجزاء مختلفي دارد. يک بخش جامد با فضايي که در بين ذرات خاک قرار گرفته است.
نسبت تناسب اجزاي تشكيل دهنده خاك
خاک مناسب از نظر رشد و نمو گياه خاکي است که %۵۰ بخش جامد و %۵۰ فضاي بين ذرات يا منافذ خاک را تشکيل بدهد. لذا از %۵۰ بخش جامد معمولاً %۴۵ بايد مواد معدني و %۵ ماده آلي را تشکيل بدهند و %۵۰ فضاي بين ذرات بايد بطور مساوي بين آب و هوا تقسيم بشود.
خاک تامين کننده آب، اکسيژن و عناصر غذايي مورد نياز گياه است. گياه از خاك بعنوان لنگرگاه محل استقرار خود استفاده ميكند. خاک بايد از نظر خصوصيات فيزيکي، شيميايي و بيولوژيك محيط مناسبي براي رشد گياه باشد. خصوصيات فيزيکي خاک مانند بافت، ساختمان و منافذ، دما و تهويه خاک بايد مناسب و خوب باشد. بعنوان مثال اگر بافت خاک سنگين باشد در هنگام آبياري، آب در خاک ميماند و بدي تهويه بوجود ميآيد و يا چنانچه خاک شني يا سبک باشد هيچ آبي در خودش نگه نميدارد و کود اضافه شده به خاک، شسته ميشود. بافت خوب، بافتي است متوسط باشد (نه سنگين و نه سبك) يعني آب و هواي مناسبي براي رشد گياه داشته باشد. خاک از نظر خصوصيات شيميايي نيز بايد وضعيت خوبي داشته باشد يعني خاک نبايد شور يا داراي ترکيبات شيميايي مسموم کننده براي رشد گياه باشد. خاک بايد داراي PH مناسب باشد به عبارت ديگر نبايد PH کم و زياد شود.
PH چيست؟
PHغلظت يون هيدروژن در محلول خاک را مشخص ميکند و اين غلظت در محلول خاک بسيار کم بوده و معمولاً بصورت اعداد اعشاري و مقياس لگاريتمي بيان ميشود. لگاريتم منفي غلظت يون هيدروژن در محلول خاک را اصطلاحاً PH ميگويند.
PH دامنهاي بين صفر و چهارده در محلولها دارد که معمولاً PH 7 را PHخنثي ميگويند و PH کوچکتر از ۷، PH اسيدي و بزرگتر از ۷ را، PH قليايي ميگويند. دامنه PH معمولاً در خاک بين ۳ تا ۱۰ متغير است.
اهميت PHدر تغذيه گياه
۱) PHکمتر از ۵ و ۵ /۵ باعث اسيدي شدن خاک و حلاليت زياد بعضي ازعناصر غذايي و در نتيجه مسموميت گياه ميشود. عناصري مانند آهن، آلومينيوم و منگنز و ... ؛
۲) PH خيلي زياد خاك، باعث کمبود بعضي از عناصر خاك ميشود؛
۳) PH خاک بر رشد و فعاليت موجودات زنده تاثير ميگذارد؛
۴) PH خاک بر حلاليت عناصر غذايي تاثير ميگذارد؛
۵) PH خاک بطور مستقيم يا غير مستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار ميدهد.
خاک نبايد شور باشد و موجودات ذرهبيني مفيد به تعداد کافي در خاک وجود داشته باشند مانند باکتريها و قارچها. علاوه بر آن بايستي به مقدار کافي عناصر غذايي داشته باشد، يعني از لحاظ بيولوژيكي متناسب باشد يا به عبارت ديگر حاصلخيز باشد.
عناصر غذايي موجود در خاک معمولاً بصورت کاتيون يا آنيون توسط گياه جذب ميشود و نسبت مناسبي بايد بين عناصر غذايي وجود داشته باشد در غير اينصورت گياه دچار مشکل ميشود. جدول صفحه بعد خصوصيات خاك حاصلخيز را بيان ميكند.
واقعاً اگر خاک خصوصيات مناسبي داشته باشد مي تواند بطور مستقيم يا غيرمستقيم رشد گياه را تحت تاثير قرار بدهد و اگر عوامل مضر و زيان آور در خاک وجود داشته باشند باعث محدود شدن رشد گياه ميشوند.
گاهي خاك را بطور طبيعي در اختيار داريم و گاهي مجبوريم در بعضي شرايط، خاک را با اضافه يا کم کردن موادي بطور مصنوعي آن را مناسب کنيم. بعنوان مثال در باغباني معمولاً براي پرورش گل بايد مواد آلي خاک زياد باشد در غير اينصورت بايستي از طريق اضافه کردن کود حيواني يا ماده ديگر، ماده آلي خاك را افزايش بدهيم. اگر بافت خاک مناسب نباشد ميتوانيم مقداري ماسه يا خاک اضافه کنيم و خاکي که بافتش سنگين است تعديل شود و بافتي مناسب بوجود آيد.
خواص خاك و حاصلخيزي آن
مقدمه
در اين جلسه در مورد يکي از عوامل محدود کنندهاي که در خاکها وجود دارد و در رشد گياه و کيفيت محصول ايجاد اشکال ميکند به عبارت ديگر مشکل شوري و سديمي بودن خاکها را در ارتباط با تغذيه گياه، بحث ميکنيم.
شوري و سديمي بودن خاک
شوري و سديمي بودن خاک يکي از مشکلات مهم خاکهاي مناطق خشک و نيمه خشک است. در اين مناطق بدليل کمبود بارندگي و اقليم خشک، املاح در خاک تجمع پيدا ميکنند و در نتيجه خاکهاي شور حاصل ميشود. اين خاك محيط نامناسبي براي رشد و توليد بوده که هم کميت محصول را پائين ميآورد و هم کيفيت محصول را کاهش ميدهد.
طبق آمار %۱۵ سطح کل کشور ما را خاکهاي شور و چيزي حدود %۵۰ خاکها قابل بهرهبرداري و آبياري ميباشند.
بطور کلي خاکهاي شور داراي مقدار زيادي املاح محلول هستند که اين نمک زياد مشکلاتي را براي گياه بوجود ميآورد.
شوري خاک چگونه تعيين ميشود؟
شوري خاک را براساس پارامتري بنام E.C. يا قابليت هدايت الکتريکي مشخص ميکنند. هدايتسنج الکتريکي، دستگاهي است که قابليت هدايت الکتريکي محلول خاک يا E.C. را اندازهگيري ميكند. خاکهايي که E.C. آنها بيشتر از Ds/m ۴ باشد جزء خاکهاي شور طبقهبندي ميشوند.
تحمل درختچهها و درختان زينتي نسبت به شوري
نام گياه حداكثر مجاز( E.C. (Ds/m نام گياه حداكثر مجاز( E.C. (Ds/m ياسمن 2-1 كاج سياه 6-4 گل رز 3-2 نعلب درختي 6-4 لاله درختي 3-2 اوكاليپتوس 8-6 عَشَقه 4-3 خرزهره 8-6 بداغ 4-3 نخل بادبزني 8-6 توري 4-3 دراسيتا 8-6 ماگنوليا 6-4 گل كاغذي 8> شمشاد 6-4 گل يخ 8>
حساسيت گياهان به شوري خاک
گياهان نسبت به شوري خاک حساسيت متفاوتي دارند و بعضي ميتوانند شوري را تحمل کنند که به آنها اصطلاحاً گياهان متحمل به شوري گفته ميشود. بعضي ديگر نسبت به شوري خاک حساس هستند که جزء گياهان حساس محسوب ميشوند. گلها و گياهان زينتي جزء گياهان حساس به شوري قلمداد ميشوند.
اثرات شوري روي رشد گياه
شوري خاک از چند طريق رشد گياه را دچار محدوديت ميکند:
1- آب قابل استفاده گياه را کاهش ميدهد؛ به عبارت ديگر در خاکهاي شور، گياهان زودتر دچار پژمردگي ميشوند که اين پديده را اصطلاحاً خشکي فيزيولوژيکي ميگويند. زيرا بدليل شور بودن خاک، گياهان نميتوانند آب درون خاک را جذب کنند.
2- مسموميت؛ بعضي از يونها به مقدار زياد در خاکهاي شور وجود دارند و بر اثر جذب زيادشان توسط گياه، براي آن ايجاد مسموميت ميکنند که از مهمترين آنها مي توان کلر،سديم و بر را نام برد.
3- عدم تعادل تغذيهاي؛ در خاکهاي شور بدليل وجود زياد بعضي از يونها تغذيه گياه، دچار مشکل ميشود. بعنوان مثال در يک خاک شور، بدليل غلظت زياد کلر در محلول خاک و جذب آن بوسيلهي گياه، جذب نيترات و سولفات توسط گياه كم ميشود. در صورتيكه نيترات و سولفات از يونهاي بسيار ضروري در تغذيه گياه هستند. يا بعنوان مثال، جذب زياد سديم توسط گياه، باعث کاهش جذب پتاسيم ميشود.
نوع ديگري از خاکهاي داراي املاح زياد اصطلاحاً خاکهاي سديمي گفته ميشوند يعني خاکهايي که درصد سديم تبادلي آنها زياد است.
بطور کلي، ما خاکها را بر اساس سه پارامتر E.C.،PH ،ESP و يا درصد سديم تبادلي طبقهبندي ميکنيم.
طبقهبندي خاكهاي متاثر از املاح براساس Eph, Esp, Ec
خاکهاي شور، خاکهايي هستند که E.C. آنها بزرگتر از ۴ و ESP يا درصد سديم تبادلي شان بيشتر از ۱۵ و PH کمتر از ۵/ 8 دارند.
خاکهاي سديمي E.C. کمتر از ۴ و ESP بيشتر از ۱۵ و PH بيشتر از ۸/۵ دارند.
اصلاح خاکهاي شور
راههاي متفاوتي براي اصلاح خاکهاي شور و سديمي وجود دارد که به شرح ذيل است :
1- اساس اصلاح خاکهاي شور، آبشويي است. يعني از طريق مصرف آب اضافي، نمکهاي محلول را از خاک شست و شو ميدهيم؛
2- اما روشهاي ديگري هست که اثرات سوء شوري را کاهش مي دهند که مديريت بهره برداري از خاکهاي شور گفته ميشود. بعنوان مثال، در خاکهاي شور بايد دور آبياري را کوتاهتر بگيريم به عبارت ديگر آبياري زود به زود انجام شود تا غلظت املاح در خاک افزايش پيدا نکند؛
3- همچنين در خاکهاي شور، بايد از کودهايي استفاده بکنيم که اصطلاحاً ضريب شوري پائينتري داشته باشند يعني كود خاك را شورتر نكند؛
4- استفاده از مواد آلي در خاکهاي شور؛
5- استفاده از سيستم مناسب کشت و کار كه اثرات شوري را كم كند؛
6- تغيير روش آبياري.
اصلاح خاکهاي سديمي که ESPبالايي دارند با اصلاح خاکهاي شور متفاوت است، در اين خاک ها بايد يکسري مواد شيميايي اصلاح کننده به خاک اضافه بکنيم. مهمترين و بهترين موادي را که مي توان در خاکهاي کشور ايران استفاده کرد گچ يا گوگرد ميباشد. گچ همان سولفات کلسيم است. به عبارت ديگر داراي عنصر کلسيم است. اين کلسيم روي سطح ذرات خاک، جانشين سديم ميشود و سديم را از سطح ذرات خارج کرده و وارد محلول خاک ميکند و بعداً از طريق آبشويي، سديم اضافي خارج ميشود.
اما زماني که گوگرد استفاده ميکنيم گوگرد توسط يک باکتري بنام تيوباسيلوس دبو اکسيدانس در خاک اكسيد ميشود و توليد اسيد سولفوريک ميکند. اسيد سولفوريک بر روي آهک خاک اثر کرده و توليد گچ ميکند و گچي که بدين ترتيب توليد ميشود کار اصلاح را انجام ميدهد.
مقاومت گياهان مختلف به درصد سديم تبادلي خاك ESP
مقدمه
در اين جلسه پيرامون کيفيت آب در آبياري و اثر آن در تغذيه گياه توضيحاتي را ارائه ميدهيم.
در مناطق خشک مثل شرايط کشور ما، آبهاي آبياري معمولاً کيفيت نامطلوبي دارند. منظور از کيفيت آب، مطلوب بودن آن براي مصرف است. آب در مواردي از جمله كشاورزي، باغباني، آشاميدن و صنعت مورد استفاده قرار ميگيرد. لذا چنانچه آب براي باغباني و پرورش گياهان زينتي مناسب و مطلوب باشد داراي کيفيت مناسب است.
معيارهاي ارزيابي کيفيت آب
- شوري يا مقدار املاح؛
- ميزان نسبي سديم؛
- لظت كربنات و بيكربنات؛
- عناصر سمي؛
آبهاي آبياري از چهار نقطه نظر مورد ارزيابي و بررسي قرار ميگيرند.
شوري يا مقدار املاح
مقدار شوري و املاحي که در آب آبياري وجود دارد اگر از يک حد مشخصي تجاوز بکند اصطلاحاً آب را شور ميگويند. آب شور، باعث شورشدن خاک ميشود.
ميزان نسبي سديم
سديمي بودن آب يا ميزان نسبي سديم آب يا نسبت سديم (Na) به کلسيم(Ca) و منيزيم(Mg) آب ميباشد. چنانچه اين نسبت بالا باشد آب را سديمي ميگويند آب سديمي موجب سديمي شدن خاک ميشود.
مشکلات ناشي از خاکهاي سديمي
خاکهاي سديمي، معمولاً ساختمان نامناسب و تخريب شوندهاي دارند. بنابراين مشکل تهويه ضعيف و تجمع آب در اثر آبياري در اين خاکها وجود دارد و در نهايت محيط نامناسبي براي رشد گياه ايجاد ميکنند.
آبها از نظر شوري به چهار گروه:
1- C1
2- C2
3- C3
4- C4
طبقه بندي ميشوند. کلاس C1 ، آبهايي هستند که کمتر از ۲۵۰ ميکرو موس بر سانتيمتر شور هستند، يا هدايت الکتريکي کمتر از ۲۵۰ ميکروموس بر سانتيمتر دارند. کلاس C4 شامل آن دسته از آبهايي است که بيش از ۲۲۵۰ ميکروموس بر سانتيمتر شور هستند.
از نظر سديمي بودن آبها به چهار گروه:
1- S1
2- S2
3- S3
4- S4
طبقه بندي ميشوند. گروه S1 آبهايي هستند که نسبت جذب سديم آنها کمتر از ۱۰ است. هر گروه از اين آبها، محدوديت هاي خاص دارد و نيازمند به مديريت خاصي براي آبياري ميباشند. پس شوري و سديمي بودن دو معيار براي ارزيابي کيفيت آبهاست.
غلظت كربنات و بيكربنات
معيار سوم، غلظت کربنات و بي کربنات آبهاي آبياري است. غلظت زياد كربنات و بيكربنات باعث ميشود كه اين دسته از آبها براي آبياري نامناسب شوند و مشکلاتي را ايجاد کنند.
مشکلات ناشي از بيکربنات فراوان آب در تغذيه گياه
بي کربنات زياد در آب به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم در تغذيه گياه اثر دارد. تاثير غيرمستقيم بي کربنات زياد در آب باعث تسريع در سديمي شدن خاک ميشود و در نتيجه
مشكلات خاكهاي سديم در تغذيه گياه را نيز به همراه دارد. در تغذيه گياه، اثر مستقيم بيکربنات زياد در آب مهمتر است. بيکربنات زياد در آب باعث ايجاد اشکال در جذب آهن و روي توسط گياه ميشود. يعني آبهاي داراي بيکربنات زياد موجب تشديد کمبود عناصري مثل آهن (Fe) و روي(Zn) ، بر روي گياه ميشود.گياهان زينتي به کمبود آهن حساس هستند و شرايط خاکهاي کشور ما بطوري است که کمبود آهن ديده ميشود لذا چنانچه بيکربنات آب زياد باشد کمبود آهن تشديد ميشود.
بعنوان مثال کمبود آهن باعث ميشود رنگ برگها از حالت سبز متمايل به زرد بشود و در بعضي از گياهان ممکن است رنگ برگ کاملاً سفيد بوده يا اينکه رگبرگها سبز و بقيه برگ حالت زردي داشته باشد.
بايد در مصرف آبهايي که بيش از ۲۰۰ ميليگرم در ليتر بيکربنات دارند احتياط بعمل آورد.
عناصر سمي
عامل مهم ديگر در ارزيابي کيفيت آب، عناصر سمي است. در آبهاي مناطق خشک، ممکن است عناصري مثل کلر و سديم و بُر به مقدار زياد وجود داشته و باعث مسموميت گياه بشوند. علاوه بر آن، آبهايي که بنحوي آلودهاند مثلاً بوسيلهي پسآبهاي صنعتي آلوده شدهاند، داراي عناصر سمي مانند کادميوم (Cd)، سرب (Pb) و نيکل (Ni) ميباشند. بنحوي كه غلظت اين عناصر در آب فراوان است و براي گياه ايجاد مسمومست ميکند.
حد مجاز عناصري مانند آلومينيوم (Al)، بريليوم (Be)، سلنيوم (Sc) و نيکل(Ni) در آب بسيار کم است و چنانچه از اين حد مجاز مقدارشان زياد بشود براي گياه ايجاد مسموميت ميکنند .
براي ارزيابي کيفيت آب اولين مرحله اين است که از آب نمونه برداري صورت گيرد و نمونهها معمولاً بصورت بطريهاي يک ليتري انجام ميشود که از آب رودخانه ، چاه و آب قنات است. سپس نمونهها در آزمايشگاه تجزيه ميشوند.
PH خاک و تغذيه گياه / نقش مواد آلي خاک در تغذيه گياه
مقدمه
در اين جلسه پيرامون يکي از عوامل محدود کننده ديگر که در خاک وجود دارد و رشد و تغذيه گياه را دچار مشکل مي کند توضيحاتي را ارائه ميدهيم
عامل PH
خاک بايد داراي PH مناسب باشد. هر گياهي يک محدوده PH خاص و مناسبي را تحمل ميکند اگر PH خاک کم يا زياد باشد رشد و توليد گياه دچار مشکل ميشود. گلها و گياهان زينتي از اين قاعده استثناء نيستند بلکه نسبت به PH خاک حساستر هستند. مثلاً مقدار PH مناسب براي گلها و گياهان زينتي در بنفشه آفريقايي ۷ – ۶ آليسوم ۷/۵-۶ ، آزاليا ۴/۵- ۵ ، بگونيا ۵/۵ - ۷ ، ميخک 6 – 5/7 و شمعداني6 - 8 است. به جدول زير مراجعه كنيد.
PH مناسب براي گلها و گياهان زينتي
يکي از مشکلاتي که در خاکهاي ايران وجود دارد PH قليايي است، يعني PH بالاتر از ۷. کمبود بارندگي در ايران و دارا بودن اقليمي خشک باعث تجمع بازهاي تبادلي در خاك و در نتيجه پيشرفت بسوي خاك قليايي ميشود.
مشکل ديگر، آهکي بودن خاک است که باعث افزايش PH خاک ميشود.
مشکلات ناشي از PH قليايي در تغذيه گياه
PH قليايي باعث ميشود که حلاليت عناصر غذايي ضروري براي گياه کاهش پيدا بکند و کمبود عناصر غذايي مثل فسفر (Pb)، آهن(Fe) ، روي (Zn) ، منگنز (Mn) در گياه مشاهده شود.
عامل عمدهاي که در بروز اين کمبودها موثر هستند آهک زياد است و در بسياري از منابع کمبود آهن را نيز زرده ناشي از آهک مينامند. لذا عامل بروز زردي، آهک زياد در خاک است.
در مقابل خاکهاي آهکي، خاکهاي اسيدي وجود دارند که PH کمتر از ۷ دارند. با توجه به مقدار PH خاكهاي اسيدي به دو نوع خاکهاي اسيدي خفيف و اسيدي خيلي شديد تقسيمبندي ميشوند.
در خاکهايي که خيلي اسيدي باشند يعني PH آنها کمتر از ۴/۵ تا ۵ باشد، حلاليت عناصر غذايي مثل آهن (Fe) ، آلومينيوم (Al) و منگنز (Mn) بقدري افزايش پيدا ميکند که براي گياه ايجاد مسموميت ميکند. پس حلاليت عناصر غذايي وابستگي بسيار زيادي به PH خاک دارد.
آهن در تغذيه گياه، نقش بسيار مهمي دارد و وابستگي آن هم به PH خاک بسيار زياد است. اگر PH خاک يک واحد کاهش پيدا کند حلاليت آهن هزار مرتبه افزايش مييابد. يا اگر PH خاک را يک مرتبه تغيير بدهيم، حلاليت منگنز (Mn)و روي (Zn) که از عناصر ضروري در تغذيه گياه هستند صد مرتبه دچار تغيير ميشوند.
راهکارهاي اصلاح خاکهاي آهکي و يا اسيدي
اصولاً اصلاح PH خاک، کار مشکلي است معمولاً PH خاک را بعنوان يک خصوصيت ثابت در نظر ميگيرند و خيلي تغيير نميدهند. زيرا خاک داراي خاصيت تامپوني يا واحدي است و در مقابل تغييرات PH از خودش مقاومت نشان ميدهد. لذا توصيه ميشود با توجه به PH خاک، گياه انتخاب و کشت شود.
براي تغيير PH خاک به خاکهاي اسيدي آهک اضافه ميکنند و در نتيجه PH خاک افزايش پيدا ميکند، کاري که در کشورهاي اروپايي و اقليم مرطوب صورت ميگيرد و مشکل خاکهاي آنها، اسيدي بودن است كه بايد از طريق مصرف آهک، PH را افزايش دهند.
مشکل خاک ايران، بالا بودن PH خاک و قليايي بودن آن است.
براي کاهش PH خاک بايد از يکسري مواد اصلاح کننده يا کاهش دهنده PH استفاده بکنيم. يعني اينکه در بعضي جاها از طريق آبياري اسيد سولفوريک و اسيد کلريدريک به خاک اضافه کنيم. ولي مصرف اسيد کاري مشکل و همراه با خطرات جانبي بوده و توصيه ميشود براي کاهش PH خاک، از گوگرد استفاده بشود.
عنصر گوگرد اضافه شده به خاک بوسيلهي باکتري تيوباسيلوس (كه در خاك موجود است) اکسيد شده و اسيد سولفوريک توليد ميكند و PH خاک را تغيير ميدهد، اما کاهش PH خاک زياد نيست بلکه فقط در حد يک واحد PH تغيير داده ميشود. در روش ديگر، PH خاك را موضعي كاهش ميدهند تا اثرات منفي آن را از بين ببرند. مثلاً مقدار كمي از خاك گلدان را انتخاب كرده (حدود 2/0 كل خاك گلدان) و PH آن را كاهش ميدهند، وقتي ريشه گياه به آن قسمت خاك رسيد در محيط مناسب عناصر خود را دريافت ميكند.
روش ديگر، مصرف کودهاي اسيدزا است. مصرف کود سولفات آمونيوم بطور جزيي ميتواند PH خاک را کاهش بدهد.
نقش مواد آلي خاک در تغذيه گياه
مقدمه
در اين جلسه در ارتباط با نقش مواد آلي خاک در تغذيه گياه بحث مي کنيم.
مواد آلي خاک يکي از اجزاء بسيار مهم آن است كه بطور مستقيم و غير مستقيم تغذيه گياه ، رشد و توليد محصول را تحت تاثير قرار ميدهد.
متاسفانه يکي از مشکلاتي که در خاکهاي ايران وجود دارد کمي مواد آلي در خاک است. چون اقليم ايران خشک است، و ميزان بارندگي ساليانه در آن ناچيز ميباشد و پوشش گياهي در اکثر نقاط ايران ضعيف است، در نتيجه خاک ايران عمدتاً دچار کمبود مواد آلي است. يعني بطور متوسط کمتر از يک درصد (1%) ماده آلي در خاک وجود دارد که اين کمبود مواد آلي، مشکلات متعددي را ايجاد ميکند.
راههاي افزايش مواد آلي خاک
از جمله راههاي افزايش مواد آلي خاک ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد:
- افزودن کود حيواني؛ يکي از راههاي بسيار مهم افزايش ماده آلي در خاک است؛
- افزودن بقاياي گياهي؛ شاخ و برگ گياهي را کشاورز ميتواند بعد از هرس کردن، مستقيماً مورد استفاده قرار دهد. يا اينکه در جايي، آنها را انبار کرده و اصطلاحاً به کود کومپوست تبديل کند؛
- افزودن کود کومپوست زباله شهري؛ يکي از راههاي بسيار مهم است که ميتوان از طريق آن، ماده آلي خاک را افزايش داد؛
- افزودن کود سبز؛ به عبارت ديگر کاشت گياهاني در روي زمين. قبل از اينکه گياه به مرحله رشد نهايي برسد آنها را شخم زده و به خاک اضافه كرد؛
- افزودن بقاياي حيواني؛ که از جمله ميتوان به پودر ماهي، پودر خون، پودر استخوان، شاخ، مو و استخوان اشاره کرد.
اندازهگيري ماده آلي خاك
- آزمايشگاهي (دقيق)؛
- مشاهده رنگ خاك (نسبي).
براي پي بردن به مقدار مادهي آلي خاک از روشهاي آزمايشگاهي موجود، استفاده ميكنيم كه به روشهاي اندازهگيري ماده آلي خاک موسومند.
همچنين اگر خاکي داراي ماده آلي زيادي باشد رنگ آن تيره است و خاکهايي که داراي ماده آلي کم هستند رنگ روشني دارند.
اثرات مفيد ماده آلي در خاک
ماده آلي باعث بهبود
الف) خصوصيات فيزيکي؛
ب) شيميايي؛
ج) بيولوژيکي؛
د) و حاصلخيزي خاک ميشود.
خصوصيات فيزيكي
- بهبود دانهبندي خاك؛
- افزايش تهويه؛
- افزايش ظرفيت نگهداري آب.
در مورد خصوصيات فيزيکي خاک، ماده آلي باعث بهبود يافتن دانه بندي و ساختمان خاک ميشود. يعني خاکهايي که داراي ماده آلي زياد و کافي هستند از ساختمان خوبي برخوردارند، در اين خاکها تهويه بخوبي و راحتي صورت ميگيرد.
خاکهايي که داراي ماده آلي زيادي هستند ظرفيت نگهداري آب بالايي دارند به عبارت ديگر توانايي نگهداري آب کافي و مناسب را دارند. بطور کلي توانايي مواد آلي در نگهداري آب چند برابر مواد معدني ميباشد.
خصوصيات شيميايي
- تنظيم PH؛
- افزايش CEC خاك.
مواد آلي توانايي بهبود خصوصيات شيميايي خاک را دارند. بدين صورت که ماده آلي مي تواند در تنظيم PH خاک اثر داشته باشد و CEC خاک را افزايش بدهد.
CEC يا گنجايش تبادل کاتيوني، يک پارامتر بسيار مهم در تغذيه گياه و حاصلخيزي خاک است. و هر چه CEC بيشتر باشد خاک توانايي بيشتري در نگهداري مواد غذايي نشان ميدهد.
حاصلخيزي خاك
- ماده آلي منبع عناصر غذايي؛
- تبديل عناصر موجود در خاك به شكل قابل استفاده و قابل جذب براي گياه.
ماده آلي در خودش عناصر غذايي مختلفي دارد و اين عناصر از طريق ماده آلي به خاک اضافه ميشوند. همچنين ماده آلي باعث جذب بيشتر عناصر موجود در خاک، بوسيلهي گياه ميشود.
قبلاً اشاره کرديم که خاکهاي ايران مشکل کمبود آهن (Fe)، روي (Zn) و فسفر (Pb) دارند. ماده آلي باعث ميشود که اين مواد و عناصر بشکل قابل جذب و استفاده در خاک باقي بمانند. اين نکته نيز در اين بحث قابل توجه ميباشد.
خصوصيات بيولوژيکي
- منبع غذايي براي موجودات ذرهبيني؛
- فعاليت بيشتر موجودات ذرهبيني.
ماده آلي خصوصيات بيولوژيکي خاک را اصلاح مي کند و خود نيز يك منبع غذايي براي موجودات ذرهبيني خاک ميباشد. به همين دليل تعداد و فعاليت موجودات ذرهبيني افزايش پيدا كرده و بنابراين حاصلخيزي خاک نيز بالا ميرود.
آيا ماده آلي مستقيماً مورد استفاده گياه قرار مي گيرد؟
ماده آلي منبع عناصر غذايي است، ولي شکل آلي عناصر مستقيماً براي گياه قابل استفاده نيست. بلکه اين شکل آلي بايد معدني شود که اين بوسيله موجودات زنده خاک صورت ميگيرد. بعد از معدني شدن شکل آلي عناصر غذايي آزاد شده، مورد استفاده قرار ميگيرد مثلاً ازت (N) آلي در اثر معدني شدن به نيترات (-NO3) و آمونيوم (-NH4) تبديل ميشود که گياه ميتواند آن را مورد استفاده قرار بدهد.
کشاورزی یا برزگری فرآیند فراوری خوراک، الیاف و دیگر فراوردههای دلخواه از راه کاشت گیاهان ویژهاست.
کشاورزی در کل سه مرحله دارد به نامهای کاشت، داشت و برداشت.
کشاورزی فرايند توليد غذا، علوفه، الياف و ديگر محصولات بوسيله ازدياد اصولی گياهان بومي و حيوانات اهلی است. امروزه واژه کشاورزی تمام فعاليت های لازم جهت توليد غذا، علوفه و الياف را تحت پوشش قرار ميدهد، که شامل همه روش های ازدياد و فراوری دام نيز می شود.
رشتههای مختلف کشاورزی
- شناسایی و مبارزه با گیاهان هرز
- علوم دامی و طيور
- زراعت و اصلاح نباتات
- فناوری زیستی
- گیاهپزشکی
- خاکشناسی
- اقتصاد کشاورزی
- ترویج و آموزش کشاورزی
- آبیاری
- صنایع غذایی
- ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون
- باغبانی و مهندسی فضای سبز
- کشاورزی دقیق
- گل و گیاهان زینتی
مزارع ایالت پنسیلوانیا در آمریکا.
- پایگاه جامع کشاورزی و زیست شناسی ایران
- بازار مجازی خرید و فروش محصولات کشاورزی
- مرکز شبکه اطلاعات کشاورزی آمزیکا
- مرکز اطلاعات سیستمهای کشاورزی دگر آمریکا
جیمی ولز بنیانگذار ویکیمدیا

جايگاه بخش كشاورزي در توسعه اقتصاد ملي
بخش كشاورزي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه بخش غالب اقتصاد ملي است. اين بخش عموماً 45 الي 90 درصد از كل توليد ملي و حدود 60 الي 95 درصد از كل اشتغال كشور را تشكيل مي دهد. لذا رشد و توسعه اقتصادي اين كشورها ارتباط نزديكي با توسعه كلي بخش كشاورزي دارد و به بياني ديگر توسعه كشاورزي در چهارچوب توسعه ملي يك كشور مورد بحث قرار مي گيرد و به عنوان يك بخش اقتصادي مهم ، نقشي حياتي در توسعه ملي ايفا مي نمايد.
متاسفانه بسياري از كشورهاي كمتر توسعه يافته به منظور ايجاد رشد سريع اقتصادي ، به بخش كشاورزي توجه لازم و كافي را ننموده و تا جايي كه امكان دارد تصميم به صنعتي شدن سريع دارند. ضرورت صنعتي شدن بخشهاي اساسي و پايه در اين كشورها قابل توجيه و فهم است اما آن چيزي كه كمتر مورد توجه قرار مي گيرد آن است كه صنعت پايه و اساسي نمي تواند بدون مبنا و پايه اي، ساخته و توسعه يابد. چنين پايه و مبنايي براي صنعت معمولاً با يك بخش كشاورزي به حد كافي ومناسب توسعه يافته امكان پذير است
گفتني است در كشورهاي پيشرفته سرمايه داري ، گذار از اقتصاد سنتي به اقتصاد پولي با پيشرفت فني و تكنيكي و بالا رفتن بهره وري بخش كشاورزي همراه بوده است . بدين ترتيب هم قسمتي از نيروي كار كشاورزي ،آزاد وبه بخش صنعت گسيل شده اند وهم اينكه به وجود آمدن مازاد كشاورزي ، زمينه صنعتي شدن را فراهم آورده است. اين تحول در كشورهاي توسعه نيافته انجام نگرفته است ، بدين منوال بخش اقتصاد مدرن بدون ارتباط با بخش اقتصاد سنتي وارد كشورها شده است و بدون اينكه ارتباط ارگانيكي با فعاليت آن بخش داشته باشد، به فعاليت خود ادامه مي دهد. در بخش سنتي كه عمدتاً بخش كشاورزي است ، تراكم جمعيت و دوري از جاده پيشرفت ، باعث پايين آمدن بهره وري مي شود و با سير قهقرايي كشاورزي ، نيروي كار زيادي از زمين رانده شده و كارگران بخش كشاورزي به صورت بيكاران پنهان درمي آيند كه هيچ گونه قدرت خريد ندارند. رقابت محصولات صنعتي وارداتي به تدريج پيشه وران محلي را از ميدان به در و از شكل گيري صنعت محلي جلوگيري مي كند ، آزادشدن كارگران بخش كشاورزي بدون آنكه داراي قدرت خريد باشند ، خيل عظيمي از نيروي كار ارزان را فراهم مي آورد و اين خود زمينه لازم را براي ورود سرمايه هاي خارجي به اين كشورها و فعاليت آنها در بخشهايي كه نيازمند كار ارزان است ايجاد مي كند كه عمده اين فعاليتها در بخش هاي صادراتي مواد اوليه موجودمي باشد.
بنابراين منطقي به نظر مي رسد در چنين ممالكي برنامه هاي توسعه به نحوي تهيه و تدوين گردد كه توسعه بخش كشاورزي نسبت به ساير بخش هادر اولويت قرار گرفته و مورد توجه و تاكيد بيشتري باشد. قرار گرفتن بخش كشاورزي در محوريت برنامه هاي پنج ساله توسعه كشورمان خصوصاً در برنامه هاي اول و دوم از اين ديدگاه قابل توجيه است
به طور كلي از ديدگاه توسعه اقتصادي ، نقش كشاورزي به دليل كمك آن به پيشبرد جريان رشد و توسعه نمايان تر است
تامين غذا و امنيت غذايي براي جمعيت رو به رشد
منظور از امنيت غذايي ، دسترسي همه مردم به غذاي كافي در تمام اوقات براي زندگي سالم و فعال است. توسعه كشاورزي ، افزايش توليدات كشاورزي و دامي و شيلات و جنگلداري را به همراه خواهد داشت و افزايش توليد اقلام مذكور ضمن ايجاد اشتغال و كمك به رشد اقتصادي ، به امنيت غذايي و بهبود تغذيه در جهان سوم كمك مي كند
تامين ارز خارجي براي وارد كردن كالاهاي سرمايه اي از راه افزايش صادرات
صدور محصولات كشاورزي جهت تحصيل ارز خارجي گر چه در مقايسه با صدورمواد خام معدني و زيرزميني ممكن است اندكي سخت تر باشد اما با صرفه تر است زيرا اولاً محصولات كشاورزي جزو منابع تجديد شونده است و لذا يك منبع دائمي و تمام ناشدني براي تامين ارز به شمار مي رود. ثانياً توليد و صدور محصولات كشاورزي جنبه اشتغال زايي بيشتري دارد و توسعه فعاليتهاي مربوط به توليد و صدور اين محصولات باعث رشد و شكوفايي بيشتر در اقتصاد ملي مي گردد. از سوي ديگر توسعه بخش كشاورزي بعلت ماهيت فعاليت ها در اين بخش ، اساساً نياز كمتري به ارز خارجي دارد مضافاً اينكه بخش كشاورزي از راه توليد مواد غذايي مورد نياز براي مصرف داخلي در حقيقت از دامنه نياز به ارز خارجي براي واردات مواد غذايي مي كاهد
عرضه مواد خام مورد نياز صنعت و كمك به توسعه فعاليتهاي توليدي وابسته
بخش كشاورزي از يك سو برخي از نهاده هاي مورد استفاده خود مانند ماشين هاي كشاورزي ، كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات را ازبخش صنعت تامين مي كند و بدين ترتيب براي برخي از توليدات صنعتي تقاضا ايجاد مي نمايد و از سوي ديگر بسياري از مواد خام و مواد واسطه اي مورد نياز رشته هاي مختلف صنايع را تامين مي كند. براين اساس ،توسعه اصولي بخش كشاورزي از طريق ارتباطهاي مذكور، به تكميل زنجيره هاي توليد و رونق فعاليتهاي توليدي مرتبط با كشاورزي در اقتصاد ملي كمك شاياني خواهدكرد
حفظ و بهبود محيط زيست مناسب براي زندگي
فعاليتهاي مختلف بخش كشاورزي مي تواند بر روي محيط زيست آثار مثبت بر جاي گذارد به طوريكه اگر از مصرف بي رويه كودها و سموم شيميايي اجتناب گردد ، فعاليتهاي زراعي ، جنگلداري و مرتع داري ، مي توانند نقش بسيار موثري در بهبود وضع محيط زيست و كاهش آلودگي هاي ايجاد شده در آن ايفا نمايند
بي ترديد توسعه بخش كشاورزي با تمامي ويژگي ها و پيچيدگي ها مترتب به آن فرآيندي نيست كه در كوتاه مدت و بدون تدوين و اجراي برنامه هاي اصولي و صحيح محقق شود. البته اين مهم در مورد توسعه ساير بخشهاي اقتصادي نيز صادق است . مضافاً اينكه هدف از توسعه تنها تامين رفاه نسل حاضر نبوده و بايستي رفاه نسلهاي آتي رانيز درنظر گرفت. به همين دليل الگوي توسعه پايدار مطرح مي شود. در الگوي توسعه پايدار سعي برآن است كه مقدار و كيفيت ثروت( شامل مصنوعات بشر ، ذخاير و منابع طبيعي) ميراث نسل آينده ، حداقل برابر نسل امروزمنظور گردد.توجه به اين نكته ضروري است كه مدرنيزه كردن كشاورزي و يا افزايش رشد محصولات كشاورزي با توسعه كشاورزي فرق ميكند . در بسياري از مناطق جهان ، كشاورزي مدرنيزه شده و يا افزايشي در نرخ رشد توليد محصولات كشاورزي ديده مي شود ولي توسعه كشاورزي به معني بهبود كمي و كيفي كشاورزي و بهبود وضع زندگي اكثريت كشاورزان و منجمله زارعين فقير و خرده مالكين روي نداده است. بر اين اساس كشاورزي جهان سوم را نمي توان بوسيله همان روشها و انجام همان سياستهاي توسعه كشاورزي قرن هيجدهم و نوزدهم و اوايل قرن بيستم مغرب زمين توسعه داد. چرا كه اوضاع اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي اين كشورها با آنچه در قرون مزبور در مغرب زمين وجود داشت تفاوت بسيار دارد. بعلاوه شرايط جهاني و مبادلات جهاني امروزي با دو قرن پيش تفاوت بسياري دارد.
در هر حال ، توسعه كشاورزي حكايت از ايجاد تغيير در بخش كشاورزي مي نمايد . ايجاد تغيير در بخش كشاورزي مستلزم بوجود آوردن شرايطي مناسب براي وقوع تغيير است تا در نتيجه آن فرصت هاي مناسب در اختيار كشاورزان قرار گيرد. ايجاد تعديلاتي در ساختهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه ، پي افكندن زير بناهاي فيزيكي مناسب ، بوجود آوردن و تاسيس زير بناهاي اجتماعي لازم براي تقويت كشاورزي و تعيين قيمتهاي مناسب جهت محصولات كشاورزي از جمله اين شرايط است.
برای جلوگیری از ریزش مو چه باید خورد ؟
ریزش مو یکی از مشکلاتی است که به جرات می توان گفت اکثر مردم دنیا با آن مواجه هستند. عوامل زیادی مانند عوامل محیطی، ژنتیکی، هورمونی ، برخی بیماری ها مانند اختلالات تیروئید ، آنمی ( کم خونی ) و نوع تغذیه در ریزش مو دخیل است.
اهمیت رژیم غذایی را در حفظ سلامتی بدن به خصوص مو ، نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات اخیر ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم این امر را تایید می کند؛ چرا که استفاده از رژیم غذایی غربی ها به وسیله ی ژاپنی ها باعث اضافه وزن توام با ریزش مو در اکثر مردم شد.
شایع ترین دلیل ریزش مو در زنان کمبودهای غذایی است، زیرا معمولاً برای کاهش وزن خود رژیم های غیر اصولی را به کار می برند که نتیجه ی آن بروز این مشکل است. همچنین کسانی که مواد غذایی حیوانی مصرف نمی کنند و به اصطلاح گیاهخوار هستند، به دلیل عدم اطلاع کافی در زمینه چگونگی مصرف غذاهای گیاهی، دچار کمبود پروتئین ، روی ، آهن ، اسیدهای آمینه ی ضروری ، ویتامین های گروه B و ... می گردند.
در زیر منابع برخی از عناصر مهم و موثر در سلامت مو ذکر شده است :
پروتئین :
اساس و پایه ی نیاز بافت های بدن مانند مو، ناخن ، پوست و ... می باشد و در موادی مانند انواع گوشت ( مرغ ، ماهی و گوشت قرمز ) ، تخم مرغ ، لبنیات و حبوبات به میزان فراوان وجود دارد. در مواد نشاسته ای مثل نان ، برنج ، ماکارونی و سبزی ها نیز به مقدار کمی وجود دارد.
اسیدهای آمینه اجزای تشکیل دهنده پروتئین ها هستند که در مواد ذکر شده در بالا وجود دارند.
کلسیم و منیزیم :
گروه شیر و لبنیات منابع غنی کلسیم و منیزیم و نیز پروتئین هستند.
اگر فردی دچار عدم تحمل لاکتوز ( قند موجود در شیر ) باشد و از سایر مشتقات لبنیاتی نیز برای تامین نیازهای بدن خود استفاده نکند، باید به طور روزانه مکمل کلسیم مصرف کند و مصرف سایر غذاهای غنی از پروتئین را نیز افزایش دهد.
ویتامین های گروه B:
یکی از راههای درمان ریزش مو مصرف مواد مغذی حاوی ویتامین B زیاد است که در گروه ویتامین های B ، ویتامین B6 و بیوتین اهمیت خاصی دارند. بیوتین ویتامینی است که دربسیاری از محصولات آرایشی به عنوان مکمل بهبود دهنده وضعیت مو اضافه می شود، زیرا عارضه مشخص کمبود بیوتین، ریزش مو است. منابع غذایی غنی از ویتامین B6 و بیوتین را برایتان ذکرمی کنم. منابع غنی از B6 : جگر، موز ، دانه آفتابگردان، ماهی ، مرغ، جوانه گندم ، آلوی خشک ، گوشت ، غلات سبوس دار ، مخمر و زرده تخم مرغ ( به ترتیب) و منابع غنی بیوتین : جگر و گوشت مرغ، جوانه گندم، سبوس گندم، تخم مرغ و بادام زمینی است .
آنتی اکسیدان ها
شامل ویتامین E ، ویتامین C ، بتاکاروتن ( پیش ساز ویتامین A که در سیب زمینی شیرین، هویج ، اسفناج پخته، کدو حلوایی ، طالبی ، زرد آلو ، کلم بروکلی ، گریپ فروت قرمز وجود دارد ) ، روی و سلنیوم می باشد. رژیم های غذایی نامناسب توام با سیگار کشیدن و آلودگی هوا باعث فعال شدن رادیکال های آزاد و به خطر افتادن سلامت فرد می شود. آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که می توانند اثر رادیکال های آزاد را خنثی کنند. همچنین باعث ساخته شدن موی جدید و استحکام آن می شوند.
به هر حال رفتار تغذیه ای صحیح که همیشه مورد تاکید می باشد، میزان رشد و استحکام فولیکول مو را بهبود می بخشد.
طبق نظر کارشناسان تغذیه می توان گفت ویتامین ها به خصوص ویتامین های گروه B مانند بیوتین، اسید فولیک ، پانتوتنیک اسید و برخی املاح مانند روی، آهن، گوگرد، سیلیس و مس اثرات مثبت زیادی بر روی مو دارند. آزمایش ها حاکی از آن است که مصرف بیوتین به صورت مکمل باعث تقویت و بهبود پوست به خصوص فولیکول های مو می شود.
در ضمن در مورد کاهش مصرف نمک و اثر آن در توقف ریزش مو نظریه هایی ارائه شده است، اما در صحت این نظریه ها تردید وجود دارد . ولی در هر حال کاهش مصرف نمک برای سلامت عمومی بدن مفید است.
دانشمندان ژاپنی بر اساس تحقیقات خود معتقدند که وجود چربی زیاد در رژیم غذایی مردان، مکانیسم طاسی را سرعت می بخشد. به این ترتیب که قسمتی از پوست سر آنزیمی به نام گاما- آلفا- رداکتاز تولید می کند. این آنزیم باعث تبدیل هورمون تستوسترون به دی هیدروتستوسترون (DHT) می شود که این ترکیب باعث ریزش مو می شود. غدد چربی مجاور هر فولیکول مو نیز این آنزیم را تولید می کنند. وجود چربی زیاد در غذا باعث تحریک غدد چربی و افزایش فعالیت این غدد برای تولید آنزیم نام برده می شود.
بهترین توصیه این است که غذاهای مفید و خوشمزه اما کم چرب مصرف نمایید. البته این عمل باعث رویش موی جدید نمی شود، اما می تواند از ریزش سایر موها جلوگیری کند. به طور کلی باعث سلامت جسم نیز می شود.
همچنین مصرف مقداری مخمر همراه یک لیوان آب پرتقال در صبح بسیار سودمند می باشد؛ زیرا مخمر منبع مناسبی از ویتامین های گروه B و املاح کمیاب ( املاحی که بدن به میزان خیلی کم به آن ها نیاز دارد) و اسیدهای آمینه است. به علاوه مصرف روغن ماهی و گردو که دارای اسیدهای چرب اُمگا- 3 و تخمه آفتابگردان که دارای اسیدهای چرب اُمگا-6 است ، مفید می باشد.
برخی از مردم برای تامین مواد مغذی مورد نیاز خود تمایل دارند از قرص و دارو استفاده کنند و کمتر سراغ مواد غذایی مفید می روند. متخصصان تغذیه معتقدند که تنها 10 تا 20 درصد از مواد مغذی این قرص ها جذب می شوند و هنوز عوامل ناشناخته ی زیادی در غذاها وجود دارد که هنوز به شکل شیمیایی در داروها ساخته نشده اند، در نتیجه قرص و دارو هرگز نمی تواند جانشین غذا شود و فقط در مواقع ضروری از مکمل های غذایی می توان استفاده کرد.
بررسی ها نشان می دهند که اسیدهای چرب اُمگا- 3 و اُمگا-6 با سلامت مو در ارتباط هستند؛ زیرا اغلب مردم وقتی منابع این نوع اسیدهای چرب را کمتر مصرف می کنند و یا اصلاً مصرف نمی کنند، دچار خشکی و شکنندگی مو ، خارش و شوره پوست سر و در نهایت ریزش مو می شوند.
منابع اسیدهای چرب اُمگا-3 و اُمگا-6
اسیدهای چرب اُمگا-3 شامل آلفا- لینولنیک اسید و ایکوزا پنتانوئیک اسید (EPA) است در ماهی های آب سرد مانند ماهی سالمون و ساردین، روغن سویا و کانولا، جوانه گندم ، روغن گردو ، روغن تخم کتان یا پنبه و روغن ماهی یافت می شود.
اسیدهای چرب اُمگا-6 شامل اسید لینولئیک و اُمگا- لینولئیک اسید می باشد و در روغن های غیر اشباع گیاهی مانند روغن ذرت، روغن کانولا، روغن سویا، روغن بادام زمینی و روغن آفتابگردان یافت می شوند.
برای جلوگیری از ریزش مو چه باید خورد ؟
ریزش مو یکی از مشکلاتی است که به جرات می توان گفت اکثر مردم دنیا با آن مواجه هستند. عوامل زیادی مانند عوامل محیطی، ژنتیکی، هورمونی ، برخی بیماری ها مانند اختلالات تیروئید ، آنمی ( کم خونی ) و نوع تغذیه در ریزش مو دخیل است.
اهمیت رژیم غذایی را در حفظ سلامتی بدن به خصوص مو ، نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات اخیر ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم این امر را تایید می کند؛ چرا که استفاده از رژیم غذایی غربی ها به وسیله ی ژاپنی ها باعث اضافه وزن توام با ریزش مو در اکثر مردم شد.
شایع ترین دلیل ریزش مو در زنان کمبودهای غذایی است، زیرا معمولاً برای کاهش وزن خود رژیم های غیر اصولی را به کار می برند که نتیجه ی آن بروز این مشکل است. همچنین کسانی که مواد غذایی حیوانی مصرف نمی کنند و به اصطلاح گیاهخوار هستند، به دلیل عدم اطلاع کافی در زمینه چگونگی مصرف غذاهای گیاهی، دچار کمبود پروتئین ، روی ، آهن ، اسیدهای آمینه ی ضروری ، ویتامین های گروه B و ... می گردند.
در زیر منابع برخی از عناصر مهم و موثر در سلامت مو ذکر شده است :
پروتئین :
اساس و پایه ی نیاز بافت های بدن مانند مو، ناخن ، پوست و ... می باشد و در موادی مانند انواع گوشت ( مرغ ، ماهی و گوشت قرمز ) ، تخم مرغ ، لبنیات و حبوبات به میزان فراوان وجود دارد. در مواد نشاسته ای مثل نان ، برنج ، ماکارونی و سبزی ها نیز به مقدار کمی وجود دارد.
اسیدهای آمینه اجزای تشکیل دهنده پروتئین ها هستند که در مواد ذکر شده در بالا وجود دارند.
کلسیم و منیزیم :
گروه شیر و لبنیات منابع غنی کلسیم و منیزیم و نیز پروتئین هستند.
اگر فردی دچار عدم تحمل لاکتوز ( قند موجود در شیر ) باشد و از سایر مشتقات لبنیاتی نیز برای تامین نیازهای بدن خود استفاده نکند، باید به طور روزانه مکمل کلسیم مصرف کند و مصرف سایر غذاهای غنی از پروتئین را نیز افزایش دهد.
ویتامین های گروه B:
یکی از راههای درمان ریزش مو مصرف مواد مغذی حاوی ویتامین B زیاد است که در گروه ویتامین های B ، ویتامین B6 و بیوتین اهمیت خاصی دارند. بیوتین ویتامینی است که دربسیاری از محصولات آرایشی به عنوان مکمل بهبود دهنده وضعیت مو اضافه می شود، زیرا عارضه مشخص کمبود بیوتین، ریزش مو است. منابع غذایی غنی از ویتامین B6 و بیوتین را برایتان ذکرمی کنم. منابع غنی از B6 : جگر، موز ، دانه آفتابگردان، ماهی ، مرغ، جوانه گندم ، آلوی خشک ، گوشت ، غلات سبوس دار ، مخمر و زرده تخم مرغ ( به ترتیب) و منابع غنی بیوتین : جگر و گوشت مرغ، جوانه گندم، سبوس گندم، تخم مرغ و بادام زمینی است .
آنتی اکسیدان ها
شامل ویتامین E ، ویتامین C ، بتاکاروتن ( پیش ساز ویتامین A که در سیب زمینی شیرین، هویج ، اسفناج پخته، کدو حلوایی ، طالبی ، زرد آلو ، کلم بروکلی ، گریپ فروت قرمز وجود دارد ) ، روی و سلنیوم می باشد. رژیم های غذایی نامناسب توام با سیگار کشیدن و آلودگی هوا باعث فعال شدن رادیکال های آزاد و به خطر افتادن سلامت فرد می شود. آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که می توانند اثر رادیکال های آزاد را خنثی کنند. همچنین باعث ساخته شدن موی جدید و استحکام آن می شوند.
به هر حال رفتار تغذیه ای صحیح که همیشه مورد تاکید می باشد، میزان رشد و استحکام فولیکول مو را بهبود می بخشد.
طبق نظر کارشناسان تغذیه می توان گفت ویتامین ها به خصوص ویتامین های گروه B مانند بیوتین، اسید فولیک ، پانتوتنیک اسید و برخی املاح مانند روی، آهن، گوگرد، سیلیس و مس اثرات مثبت زیادی بر روی مو دارند. آزمایش ها حاکی از آن است که مصرف بیوتین به صورت مکمل باعث تقویت و بهبود پوست به خصوص فولیکول های مو می شود.
در ضمن در مورد کاهش مصرف نمک و اثر آن در توقف ریزش مو نظریه هایی ارائه شده است، اما در صحت این نظریه ها تردید وجود دارد . ولی در هر حال کاهش مصرف نمک برای سلامت عمومی بدن مفید است.
دانشمندان ژاپنی بر اساس تحقیقات خود معتقدند که وجود چربی زیاد در رژیم غذایی مردان، مکانیسم طاسی را سرعت می بخشد. به این ترتیب که قسمتی از پوست سر آنزیمی به نام گاما- آلفا- رداکتاز تولید می کند. این آنزیم باعث تبدیل هورمون تستوسترون به دی هیدروتستوسترون (DHT) می شود که این ترکیب باعث ریزش مو می شود. غدد چربی مجاور هر فولیکول مو نیز این آنزیم را تولید می کنند. وجود چربی زیاد در غذا باعث تحریک غدد چربی و افزایش فعالیت این غدد برای تولید آنزیم نام برده می شود.
بهترین توصیه این است که غذاهای مفید و خوشمزه اما کم چرب مصرف نمایید. البته این عمل باعث رویش موی جدید نمی شود، اما می تواند از ریزش سایر موها جلوگیری کند. به طور کلی باعث سلامت جسم نیز می شود.
همچنین مصرف مقداری مخمر همراه یک لیوان آب پرتقال در صبح بسیار سودمند می باشد؛ زیرا مخمر منبع مناسبی از ویتامین های گروه B و املاح کمیاب ( املاحی که بدن به میزان خیلی کم به آن ها نیاز دارد) و اسیدهای آمینه است. به علاوه مصرف روغن ماهی و گردو که دارای اسیدهای چرب اُمگا- 3 و تخمه آفتابگردان که دارای اسیدهای چرب اُمگا-6 است ، مفید می باشد.
برخی از مردم برای تامین مواد مغذی مورد نیاز خود تمایل دارند از قرص و دارو استفاده کنند و کمتر سراغ مواد غذایی مفید می روند. متخصصان تغذیه معتقدند که تنها 10 تا 20 درصد از مواد مغذی این قرص ها جذب می شوند و هنوز عوامل ناشناخته ی زیادی در غذاها وجود دارد که هنوز به شکل شیمیایی در داروها ساخته نشده اند، در نتیجه قرص و دارو هرگز نمی تواند جانشین غذا شود و فقط در مواقع ضروری از مکمل های غذایی می توان استفاده کرد.
بررسی ها نشان می دهند که اسیدهای چرب اُمگا- 3 و اُمگا-6 با سلامت مو در ارتباط هستند؛ زیرا اغلب مردم وقتی منابع این نوع اسیدهای چرب را کمتر مصرف می کنند و یا اصلاً مصرف نمی کنند، دچار خشکی و شکنندگی مو ، خارش و شوره پوست سر و در نهایت ریزش مو می شوند.
منابع اسیدهای چرب اُمگا-3 و اُمگا-6
اسیدهای چرب اُمگا-3 شامل آلفا- لینولنیک اسید و ایکوزا پنتانوئیک اسید (EPA) است در ماهی های آب سرد مانند ماهی سالمون و ساردین، روغن سویا و کانولا، جوانه گندم ، روغن گردو ، روغن تخم کتان یا پنبه و روغن ماهی یافت می شود.
اسیدهای چرب اُمگا-6 شامل اسید لینولئیک و اُمگا- لینولئیک اسید می باشد و در روغن های غیر اشباع گیاهی مانند روغن ذرت، روغن کانولا، روغن سویا، روغن بادام زمینی و روغن آفتابگردان یافت می شوند.
كاهو سرشار از ويتامين و آهن است. خاصيت خنك كننده دارد و براي آفتاب سوخنگي مفيد بوده، قرمزي ناشي از آن را در سطح پوست كاهش مي دهد.
متخصصان مي گويند كه كاهو ويتامين هاي «آ» و «ب» و «ث» دارد و خونساز است. اين سبزي سرشار از املاح آهن، كلسيم، منيزيم، منگنز، روي، سديم و مس است. اين املاح به ويژه منگنز و روي از سفيد شدن و ريزش مو جلوگيري مي كند.
پزشكان مي گويند كه كاهو خنك است و تشنگي را برطرف مي كند و يرقان را درمان مي كند. كاهو مسكن اعصاب است و حتي تشويش و نگراني و دلهره را از بين مي برد و بهترين دارو براي بيماران عصبي است.
فشار خون را تنظيم مي كند و در درمان يبوست مؤثر است.
كاهو اشتها را تحريك مي كند. خوردن كاهو با كمي سركه و ادويه پيش از غذا ـ با تحريك غدد دستگاه گوارش و ترشح اسيد معده ـ به هضم غذا كمك مي كند.
كاهو براي كساني كه تنگي نفس دارند زياد خوب نيست اما خوردن مغز كاهو براي درمان تنگي نفس مفيد است.
ـ كاهو توان جنسي را افزايش مي دهد:
كاهو ـ همان گونه كه از قديم معروف بود ـ توان جنسي را بالا مي برد و نازايي را درمان مي كند. مصريان قديم به كاهو «گياه بارور» مي گفتند.
از عصاره كاهو براي محافظت و مرطوب كنندگي پوست در برابر حرارت خورشيد و باد، در لوازم آرايشي استفاده مي شود.
كاهو از انواع ويتامين ها به ويژه ويتامين H سرشار است اين ويتامين خاصيت تميز كنندگي دارد و به اين سبب در كرمهاي مغذي پوست و تميز كننده صورت به كار مي رود.
ميزان مواد قندي كاهو زياد است و املاح معدني آن مانند پتاسيم، منگنز، فسفر، كلسيم و آهن كم است و براي آرامش اعصاب و رفع خستگي و بي خوابي مفيد است.
كاهو ملين است و پزشكان خوردن آن را به افراد مسن و كساني كه گرفتگي رگ دارند سفارش مي كنند.
سر طان
مصرف فلفل قرمز و گل كلـم سبـب كند شدن رشد تومورهاي سرطاني مي شود و با آن مبارزه مي كند. فلفل قرمز و گل كلـم در مبـارزه و درمـان سرطانهـايـي از قـبيـل سرطان پانـكـراس ( لوزالمعـده ) يـا سـرطان تخمدان موثر است . محققان به اين نتيجه رسيدند كـه گـل كلم به طور جـدي روي رشـد و نمو سلول هاي سرطاني تخمدان تاثير دارد.
تربچه
آب تربچه جهت رفع سنگ كليه بسيار كارساز است. تربچه ويتامين C، آهن، منيزيم و پتاسيم فراواني دارد. تربچه همچنين داراي كمي مواد قندي، نشاستهاي، مواد چرب، اسيد فسفريك، هيدروكربنه، مواد ازته و مقدار مناسبي ويتامين B و كاروتن است. آب تربچه اگر به طور عادي مصرف شود خاصيت پاككنندگي و نرمسازي بدن بخصوص در مخاطهاي بيني، سلولها، مجاري معده، كيسه صفرا، كبد، رودهها، كليه و ريهها را دارد و براي معالجه روماتيسم مؤثرست.
برای جلوگیری از ریزش مو چه باید خورد ؟
ریزش مو یکی از مشکلاتی است که به جرات می توان گفت اکثر مردم دنیا با آن مواجه هستند. عوامل زیادی مانند عوامل محیطی، ژنتیکی، هورمونی ، برخی بیماری ها مانند اختلالات تیروئید ، آنمی ( کم خونی ) و نوع تغذیه در ریزش مو دخیل است.
اهمیت رژیم غذایی را در حفظ سلامتی بدن به خصوص مو ، نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات اخیر ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم این امر را تایید می کند؛ چرا که استفاده از رژیم غذایی غربی ها به وسیله ی ژاپنی ها باعث اضافه وزن توام با ریزش مو در اکثر مردم شد.
شایع ترین دلیل ریزش مو در زنان کمبودهای غذایی است، زیرا معمولاً برای کاهش وزن خود رژیم های غیر اصولی را به کار می برند که نتیجه ی آن بروز این مشکل است. همچنین کسانی که مواد غذایی حیوانی مصرف نمی کنند و به اصطلاح گیاهخوار هستند، به دلیل عدم اطلاع کافی در زمینه چگونگی مصرف غذاهای گیاهی، دچار کمبود پروتئین ، روی ، آهن ، اسیدهای آمینه ی ضروری ، ویتامین های گروه B و ... می گردند.
در زیر منابع برخی از عناصر مهم و موثر در سلامت مو ذکر شده است :
پروتئین :
اساس و پایه ی نیاز بافت های بدن مانند مو، ناخن ، پوست و ... می باشد و در موادی مانند انواع گوشت ( مرغ ، ماهی و گوشت قرمز ) ، تخم مرغ ، لبنیات و حبوبات به میزان فراوان وجود دارد. در مواد نشاسته ای مثل نان ، برنج ، ماکارونی و سبزی ها نیز به مقدار کمی وجود دارد.
اسیدهای آمینه اجزای تشکیل دهنده پروتئین ها هستند که در مواد ذکر شده در بالا وجود دارند.
کلسیم و منیزیم :
گروه شیر و لبنیات منابع غنی کلسیم و منیزیم و نیز پروتئین هستند.
اگر فردی دچار عدم تحمل لاکتوز ( قند موجود در شیر ) باشد و از سایر مشتقات لبنیاتی نیز برای تامین نیازهای بدن خود استفاده نکند، باید به طور روزانه مکمل کلسیم مصرف کند و مصرف سایر غذاهای غنی از پروتئین را نیز افزایش دهد.
ویتامین های گروه B:
یکی از راههای درمان ریزش مو مصرف مواد مغذی حاوی ویتامین B زیاد است که در گروه ویتامین های B ، ویتامین B6 و بیوتین اهمیت خاصی دارند. بیوتین ویتامینی است که دربسیاری از محصولات آرایشی به عنوان مکمل بهبود دهنده وضعیت مو اضافه می شود، زیرا عارضه مشخص کمبود بیوتین، ریزش مو است. منابع غذایی غنی از ویتامین B6 و بیوتین را برایتان ذکرمی کنم. منابع غنی از B6 : جگر، موز ، دانه آفتابگردان، ماهی ، مرغ، جوانه گندم ، آلوی خشک ، گوشت ، غلات سبوس دار ، مخمر و زرده تخم مرغ ( به ترتیب) و منابع غنی بیوتین : جگر و گوشت مرغ، جوانه گندم، سبوس گندم، تخم مرغ و بادام زمینی است .
آنتی اکسیدان ها
شامل ویتامین E ، ویتامین C ، بتاکاروتن ( پیش ساز ویتامین A که در سیب زمینی شیرین، هویج ، اسفناج پخته، کدو حلوایی ، طالبی ، زرد آلو ، کلم بروکلی ، گریپ فروت قرمز وجود دارد ) ، روی و سلنیوم می باشد. رژیم های غذایی نامناسب توام با سیگار کشیدن و آلودگی هوا باعث فعال شدن رادیکال های آزاد و به خطر افتادن سلامت فرد می شود. آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که می توانند اثر رادیکال های آزاد را خنثی کنند. همچنین باعث ساخته شدن موی جدید و استحکام آن می شوند.
به هر حال رفتار تغذیه ای صحیح که همیشه مورد تاکید می باشد، میزان رشد و استحکام فولیکول مو را بهبود می بخشد.
طبق نظر کارشناسان تغذیه می توان گفت ویتامین ها به خصوص ویتامین های گروه B مانند بیوتین، اسید فولیک ، پانتوتنیک اسید و برخی املاح مانند روی، آهن، گوگرد، سیلیس و مس اثرات مثبت زیادی بر روی مو دارند. آزمایش ها حاکی از آن است که مصرف بیوتین به صورت مکمل باعث تقویت و بهبود پوست به خصوص فولیکول های مو می شود.
در ضمن در مورد کاهش مصرف نمک و اثر آن در توقف ریزش مو نظریه هایی ارائه شده است، اما در صحت این نظریه ها تردید وجود دارد . ولی در هر حال کاهش مصرف نمک برای سلامت عمومی بدن مفید است.
دانشمندان ژاپنی بر اساس تحقیقات خود معتقدند که وجود چربی زیاد در رژیم غذایی مردان، مکانیسم طاسی را سرعت می بخشد. به این ترتیب که قسمتی از پوست سر آنزیمی به نام گاما- آلفا- رداکتاز تولید می کند. این آنزیم باعث تبدیل هورمون تستوسترون به دی هیدروتستوسترون (DHT) می شود که این ترکیب باعث ریزش مو می شود. غدد چربی مجاور هر فولیکول مو نیز این آنزیم را تولید می کنند. وجود چربی زیاد در غذا باعث تحریک غدد چربی و افزایش فعالیت این غدد برای تولید آنزیم نام برده می شود.
بهترین توصیه این است که غذاهای مفید و خوشمزه اما کم چرب مصرف نمایید. البته این عمل باعث رویش موی جدید نمی شود، اما می تواند از ریزش سایر موها جلوگیری کند. به طور کلی باعث سلامت جسم نیز می شود.
همچنین مصرف مقداری مخمر همراه یک لیوان آب پرتقال در صبح بسیار سودمند می باشد؛ زیرا مخمر منبع مناسبی از ویتامین های گروه B و املاح کمیاب ( املاحی که بدن به میزان خیلی کم به آن ها نیاز دارد) و اسیدهای آمینه است. به علاوه مصرف روغن ماهی و گردو که دارای اسیدهای چرب اُمگا- 3 و تخمه آفتابگردان که دارای اسیدهای چرب اُمگا-6 است ، مفید می باشد.
برخی از مردم برای تامین مواد مغذی مورد نیاز خود تمایل دارند از قرص و دارو استفاده کنند و کمتر سراغ مواد غذایی مفید می روند. متخصصان تغذیه معتقدند که تنها 10 تا 20 درصد از مواد مغذی این قرص ها جذب می شوند و هنوز عوامل ناشناخته ی زیادی در غذاها وجود دارد که هنوز به شکل شیمیایی در داروها ساخته نشده اند، در نتیجه قرص و دارو هرگز نمی تواند جانشین غذا شود و فقط در مواقع ضروری از مکمل های غذایی می توان استفاده کرد.
بررسی ها نشان می دهند که اسیدهای چرب اُمگا- 3 و اُمگا-6 با سلامت مو در ارتباط هستند؛ زیرا اغلب مردم وقتی منابع این نوع اسیدهای چرب را کمتر مصرف می کنند و یا اصلاً مصرف نمی کنند، دچار خشکی و شکنندگی مو ، خارش و شوره پوست سر و در نهایت ریزش مو می شوند.
منابع اسیدهای چرب اُمگا-3 و اُمگا-6
اسیدهای چرب اُمگا-3 شامل آلفا- لینولنیک اسید و ایکوزا پنتانوئیک اسید (EPA) است در ماهی های آب سرد مانند ماهی سالمون و ساردین، روغن سویا و کانولا، جوانه گندم ، روغن گردو ، روغن تخم کتان یا پنبه و روغن ماهی یافت می شود.
اسیدهای چرب اُمگا-6 شامل اسید لینولئیک و اُمگا- لینولئیک اسید می باشد و در روغن های غیر اشباع گیاهی مانند روغن ذرت، روغن کانولا، روغن سویا، روغن بادام زمینی و روغن آفتابگردان یافت می شوند.
منبع:
1
وبلاگهای عمومی در بخش کشاورزی
وبلاگ دانشجویی مهندسی کشاورزی
http://agri.persianblog.com/
علوم و تحقیقات کشاورزی
http://agri-research.persianblog.com/
انجمن علمی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد تهران
http://agrianjoman.blogfa.com/
کشاورزی نوین ایران
http://www.mmaranlou.blogfa.com/
پایگاه وبلاگ نویسان کشاورزی و منابع طبیعی
http://agr1.blogfa.com/
هموئه
/
http://heome.persianblog.comچغندر قند
http://s-beet.persianblog.com/
خاطرات یک مهندس کشاورزی
http://masoud014.blogfa.com/
آَشنایی با مهندسی کشاورزی
http://aliagriculture.persianblog.com/
وبلاگ استهبان آموزشی اخبار کشاورزی
http://saboonat.blogfa.com/
دانستنیهای نوین کشاورزی (رویان)
http://royan4.blogsky.com/
هدیکرا
http://orchid.mihanblog.com/
گیاهان سحر آمیز
http://sehramiz.blogfa.com/
انجمن گروهی مهندسان کشاورزی ایران
http://anjomanagri.blogfa.com
مرکز هرباریوم اِچ آر
http://herbarium.persianblog.com/
2
خواص خوراکی
http://ldteb.blogfa.com/
ارزیابی خسارت محصولات کشاورزی
http://khesarat.blogfa.com/
دانشجویان کشاورزی دانشگاه آزاد شیروان
http://keshavarzi83.blogfa.com/
شهرام صداقت حور
http://sedaghathoor.blogfa.com/
ماهنامه دهاتی
http://drgharib.blogfa.com/
peperomia
http://www.peperomia.persianblog.com/
keshavarzi
http://nasseryaa.persianblog.com/
یسانشهایگ
http://www.systematics.persianblog.com/
داهنمه
http://hamnahad.blogfa.com/
وبلاگ تخصصی دانشجویان رشته مهندسی تولیدات
گیاهی (دانشگاه آزاد رودهن)
http://www.tolidategiahy.persianblog.com
کشاورزی پایدار
http://rezashahvali.blogfa.com/
کشاورزی برتر
http://nasibi.blogfa.com/
Doonesht
http://doonesht.blogfa.com/
یزرواشک
http://shirinfarhad2007.blogfa.com/
کشاورزان جوان کاشان
http://etkeshavarz.blogfa.com/
3
ایستگاه کشاورزی
http://agriculture-station.blogfa.com/
dimit
http://dimit.blogfa.com/
انام
http://rajabian.blogfa.com/
نادرگباتفآ
http://donyayegiahan.blogfa.com/
با گیاهان مهربان باشیم
http://plants.blogfa.com/
یسانشهایگ
http://reza-farjami.blogfa.com/
سروناز شیراز
http://sarvenazeshiraz.blogfa.com/
کشاورزی
http://iae.blogfa.com/
Reza Movahedi
http://movahedr.blogfa.com/
ایستگاه کشاورزی
http://agriculture-station.blogfa.com
دانشکده کشاورزی کرج (آزاد) علمی انتقادی
http://citros.blogfa.com/
جوانان کشاورز اسپوتا (فارغ التحصیلان)
http://www.jki.blogfa.com/
کشاورز تنها
http://alonefarmer.blogfa.com/
بی تا کشت
http://bitakesht.blogfa.com/
قارچهای خوراکی
http://mushroom.blogfa.com
( پردیس ( 2
http://m-forouhar.persianblog.com/
4
جوان و کشاورزی
http://keshavarz-e-javan.persianblog.com/
قارچ طلائی
http://goldenmushroom.persianblog.com/
Iran Agriculture
http://iranagriculture.persianblog.com/
مهندسی کشاورزی
http://flower_agri.persianblog.com/
دانشجویان کارشناسی ارشد- ابوریحان
http://farming83.persianblog.com/
کشاورزی اینترنتی
http://agr.mihanblog.com/
مقالات نوین کشاورزی
http://agrimagazin.mihanblog.com/
مداد سیاه
http://medadsiah.mihanblog.com/
آبیدر
http://abedar.mihanblog.com/
جوونای با حال کشاورزی کرج
http://keshavarz-e-javan.mihanblog.com/
دنیای سبز
http://donyayesabz.mihanblog.com/
انتشار مقالات کشاورزی و علوم وابسته
http://www.fadeli22.blogfa.com/
زراعت، باغبانی، گیاهان دارویی
http://www.holmsmart.persianblog.com/
وبلاگهای حشره شناسی
حشره شناسی
http://aent.persianblog.com/
حشره شناسی کشاورزی
http://entomology.persianblog.com/
5
تافآ
http://ttg-calamity.persianblog.com/
Entomology
http://herbalist.persianblog.com/
Entomology حشره شناسی
http://agrent.blogfa.com/
حشره شناسی
http://entomology.blogfa.com/
هرشح
http://entomology.mihanblog.com/
وبلاگهای باغبانی
مهندسی باغبانی
http://nymphea-alba.blogfa.com/
مهندسی کشاورزی – باغبانی
http://baghbanigroup.mihanblog.com/
کشاورزی_باغبانی
http://www.agriculture2004.blogfa.com/
باغبان باشی
http://sajadbadiei.blogfa.com/
گلریزی:مرکز آموزش کشت گلخانه ای
http://golrizi.persianblog.com/
باغبان باشی
http://sajadbadiei.blogfa.com/
کشاورزی گلخانه وآبیاری تحت فشار
http://mahani.blogfa.com/
علوم باغبانی
http://horticulture.blogfa.com/
باغبانی علمی
http://horticulture.persianblog.com/
6
نگهداری گلهای آپارتمانی
http://anzaliflowers.persianblog.com/
یراکلگ
http://golkari.mihanblog.com/
Horticultural Sciences
http://hortinfo.mihanblog.com/
G O L E R O S E H O S S E I N I
http://golerosehosseini.mihanblog.com/
کشت محصولات گلخانه ای
http://rojinkesht.mihanblog.com/
کاملیا
http://kcamelia.blogfa.com/
وبلاگهای
درخت بارانک
مقدمه:
امروزه با افزایش جمعیت جهان تقاضا برای تولیدات چوبی زیادتر شده است . از طرفی با توسعه کشاورزی ، شهر سازی ، جاده سازی و بهره برداری برای زیبا سازی شهرها و اماکن عمومی از درختان و درختچه های زینتی استفاده می شود . امروزه با توجه به اینکه مردم مشغله زیادی دارند نیاز به یک محیط زیبا و سر سبز دارند .
بارانک نیز یک درخت زینتی می باشد که از چوب با ارزش برخوردار است . این درخت ارزش ملی دارد . بر این اساس اینجانب خواستم با تهیه این مقاله دوستان عزیز را با این درخت آشنا کنم .
بارانک:
بارانک درختی است از خانواده گل سرخ ها و از جنس sorbus و با نام علمی sorbus torminalis گونه ارزشمندی است که در جنگل های شمال ایران از آستارا تا گیل داغی به طور پراکنده و گاهی در گروههای کوچک آمیخته با گونه هایی نظیر راش ، ممز و بلوط دیده می شود . این گونه درختی بلند قامت است بطوریکه در شرایط مناسب بالغ بر 32 متر ارتفاع و 100 سانتیمتر قطر به خود می گیرد چوب آن بسیار گران قیمت بوده و هنوز هم در اروپا تقاضا برای چوب آن رو به افزایش است بعلاوه از لحاظ خواص دارویی نیز بلند آوازه است . از تجزیه برگ و میوه ان بالغ بر 10 نوع مواد موثر استخراج کردهاند . در شمال ایران از گیلان به سمت گرگان با توجه به تغییرات بارندگی و حرارت به تدریج خود را به ارتفاعات بالاتری می کشاند . این گونه با ارزش دارویی ، صنعتی و زینتی و بواسطه چوب با ارزش خود و گاهی برای تهیه میوه مرتبا مورد برداشت قرار می گیرد درخت بارانک انواع مختلفی دارد با مشخصات خاص .
مشخصات بارانک :
درختان یا درختچه هایی با شاخه هایی بدون خار ، برگهای کامل ، لوبه دار یا شانه ای فرد . گوشواره ها ریزان (زود افت )گل آذین کم و بیش پر گل، دهیی ، کاسه گل پنج قسمتی ، گلبرگ ها پنج تایی ، سفید اخرایی یا قرمز . پرچم ها 15- 25 تایی . برچه های 2 تا 5 تایی با تخمک های دوتایی فقط یکی از آنها بارور می شود خامه های جدا در بخشی پیوسته . میوه کلاهکی تخم مرغ شکل فرابر قشایی یا پارانشیمی یا غضروفی درختی با ارتفاع تا 25 متر یا درختچه ای با شاخه های یک ساله بنفش تیره یا به رنگ زنگ یا در حالت مسن تر خاکستری رنگ ..........
پراکنش جغرافیایی در ایران :
گرگان ، مازندران ، آذزبایجان ، گیلان و لرستان .
پراکنش جهانی :
اروپا ، مجارستان ، روسیه ، قفقاز ، آناتولی ، ارمنستان و شمال آفریقا
آفات :
آفات مهم این درخت شته می باشد .
بیماریها :
بیماری خاصی مورد نظر نیست .
نحوه نگهداری :
اگر در منطقه بومی کشت شود با شرایط محیط وفق می دهد .
این درخت خود رو بوده و از طریق بذر و قلمه ، پاجوش و.........
انواع بارانک و پراکنش آنها :
1- بارانک برگ شانی ، تیس (sorbus boissieri )
پراکنش جغرافیایی در ایران : اینگونه گیاهی در جنگل های مازندران می روید .
پراکنش جهانی : ایران و ترکمنستان
2- دیو آلبالو ، بارانک خاکستری (sorbus graeca )
پراکنش جغرافیایی در ایران : استانهای مازندران ، گیلان ، آذربایجان و تهران
پراکنش جهانی : ایران ، اسپانیا ، غرب آلپ ، ایتالیا ، مجارستان ، شبه جزیره بالکان ، قبرس ، لبنان ، سوریه ، قفقاز و ترکمنستان .
3- بارانک لرستانی (sorbus luistanica)
پراکنش جغرافیایی در ایران ک استانهای کرمانشاه و لرستان .
پراکنش جهانی : انحصاری ایران
۴- بارانک شرقی ، الندری : (sorbus arientalis )
پراکنش جغرافیایی در ایران : گرگان ، مازندران ، گیلان ، شمال خراسان .
پراکنش جهانی : ایران ، غرب ماورای قفقاز .
عکس :


جواد سرودی
تقدیم به روح بلند شادروان سعید محمدپور

عکس ماشین های کشاورزی
برای دیدن عکس به اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کنید ...
در ضمن یه خبر برای کشاورزان عزیز :
سايپا 2 تراکتوربا تکنولوژى جديد به بازار عرضه کرد
تاثير برخي از تيمارهاي شيميايي و انبار سرد بر روي ماندگاري گل بريده داودي
به منظور معرفي بهترين تيمار شيميايي و روش نگهداري مفيد طرحي بصورت فاکتوريل کاملا تصادفيبر روی دو رقم گل بریده داودی انجام شد. تيمار هاي شيميايي شامل: اسيد سيتريک، هيدروکسي کونينولين سيترات، اتانول، بنزيل آدنين، کلريد کبالت و سولفات آلومينيوم بودند که همگي ساکارز نيز بهمراه داشتند و با تيمار شاهد (آب مقطر) مقايسه شدند. اين طرح به سه روش نگهداري در سرد خانه، روش پالس و روش استاندارد(مداوم) انجام شد.
طول عمر گل هاي بريده، ميزان کلروفيل، وزن تر شاخه هاي بريده، توليد اتيلن و ميزان جذب آب در بين تيمارها مقايسه شد.نتايج آزمايش نشان داد که گلها اتيلني توليد نکردند. نگهداري در سرد خانه سبب افزايش قابل توجه عمر گل ها شد و روش استاندارد بهتر از روش پالس بود. همه مواد مورد استفاده عمر گلها را افزایش دادند و ماده هيدروکسي کوئینولين سيترات بيش از ساير مواد عمر گل هاي بريده را افزايش داد.
واژه هاي کليدي: داودي ، ماندگاري ، اتيلن ، کلروفيل ، انبار سرد
مقدمه:
گل داودي يکي از مهمترين گل ها مي باشد که هم بصورت گلداني وهم بصورت شاخه بريده در بازارهاي جهاني داد و ستد مي شود. بطوريکه امروزه رتبه دوم جهاني را پس از گل رز از لحاظ اقتصادي وکشت وکار دارا مي باشد(27). از آنجايي که عمر گلداني گل هاي بريده ويا به عبارت ديگر ماندگاري گل هاي بريده يکي از مهمترين فاکتور هاي کيفي مي باشد، بنابراين عمر طولاني مدت اين گل ها بر روي ميزان تقاضاي مصرف کنندگان و همچنين بر روي ارزش گل هاي بريده تا ثير بسزايي دارد.
دما مهمترين فاكتور موثر در از بين رفتن گل هاي بريده است. گل هاي بريده تنفس ميكنند و به دنبال آن گرما توليد ميكنند. با افزايش درجه حرارت، ميزان تعرق افزايش مييابد و بيشتر مواد غذايي ذخيره مصرف ميشود. كاهش آب و به دنبال آن پژمردگي اتفاق ميافتد و فرايند مسن شدن پيش ميرود(34). به عبارت ديگر درجه حرارت پايين يكي از بهترين تيمارها جهت كاهش همه فعاليتهاي فيزيولوژيكي و تخريبهاي پاتولوژيكي ميباشد. دماي كم ميزان تنفس را كاهش داده و باعث كم شدن فعاليتهاي متابوليكي، تبخير و تعرق، فعاليت و توليد اتيلن و رشد باكتريها و قارچها ميشود(10).
گل داودی یک گل بریده با عمر طولانی است و این امر به تولید اتیلن کم در طی پیری آن نسبت داده می شود(6). داودی از گروه گل های نا فرازگرا است و پیری آن در پاسخ به تغییراتی است که در میزان کربوهیدرات ها رخ می دهد(3). و اتیلن در این فرایند نقش چندانی ندارد. از طرف دیگر کاهش در کیفیت گل بریده داودی به تشکیل حباب های هوا در داخل آوند ها نسبت داده می شود که سبب ممانعت انتقال آب از محلول گلدان به سایر قسمت های گل بریده می شود و در نهایت مقاومت هیدرولیکی افزایش می یابد که منجر به استرس آبی شدید می شود(31). لوله های آوندی ساقه های داودی به سرعت به دنبال برش مسدود می شوند و این واکنش هم در ساقه هایی که به طور مستقیم در آب قرار می گیرند و هم در ساقه هایی که ابتدا در انبارهای مرطوب نگهداری می شوند روی می دهد(30). کاهش در کیفیت گل بریده داودی بیشتر بدلیل پژمردگی برگ های آن است (11) و تاخیر در پژمردگی برگ و متعاقب آن پیری سبب طولانی تر شدن عمر گلدانی داودی می شود(22). این کاهش در تورژسانس با تجزیه و تخریب کلروفیل همراه است که سبب پیری زودتر برگ ها نسبت به گل آذین می شود. جذب آب توسط ساقه های داودی بوسیله تکنیک های ویژه پس از برداشت مثل قرار دادن ساقه ها در محلول های پاک کننده(9) و آب سرد(33) افزایش می یابد. علاوه بر این اضافه کردن مواد ضد باکتریایی در محلول های نگهدارنده پیشنهاد شده است(29). با وجود این ممانعت از جذب آب به عوامل دیگری به جز انسداد آوندی نیز نسبت داده می شود(32).اسید سیتریک به عنوان یک ماده کاهنده pH ، مانع از تکثیر و تجمع باکتری ها در نواحی برش داده شده می شود و جریان نرمال آب را بهبود می بخشد(19).8-هیدروکسی کوئینولین یک باکتری کش و یک عامل اسیدی کننده محیط است که علاوه برجلوگیری از رشد باکتری ها وکاهش pH محیط، ازبسته شدن آوندها در مقطع برش ساقه در اثر رسوب مواد مختلف شیمیایی نیز جلوگیری می کند(2). گل های شاخه بریده داودی که در محلول گلدانی حاوی هیدروکسی کوئینولین و ساکارز قرار می گیرند از عمر بیشتر و حداکثر وزن تر نسبت به شاهد برخوردارند(4).
تیمار سولفات آلومینیوم برای افزایش عمر گلدانی چندین گل بریده پیشنهاد شده است، سولفات آلومینیوم به عنوان یک ماده ضد میکروبی عمل می کند که pH محیط را نیز کاهش می دهد. استفاده از این ماده در محلول گلدان گل های لیزیانتوس سبب دو برابر شدن عمر گل ها نسبت به تیمار شاهد شده و وزن تازه گل ها را افزایش داده است(16). در مطالعه دیگری که بر روی ارکید دندروبیوم صورت گرفته است سولفات آلومینیوم سبب بهبود عمر گلدانی و باز شدن غنچه ها شده است(13).
آخرين مرحله نمو گل با زوال محتواي کربوهيدراتي و وزن خشک گلبرگ ها همراه است(8) و عمر گل هاي بريده با قرار دادن شاخه هاي گل در محلول هاي گلداني حاوي کربوهيدرات توسعه مي يابد. ساکارز در ترکيب بيشتر محلول هاي نگهدارنده وجود دارد و تعادل آبي را در گل هاي بريده بهبود مي بخشد(11). و اين به تا ثير قند ها بر روي بسته شدن روزنه ها و کاهش در ميزان از دست دهي آب نيز نسبت داده مي شود(18).
گزارش شده است که اتانول در افزایش عمر گلدانی میخک(25) و داودی(22) بوسیله جلوگیری از تولید اتیلن موثر بوده است. در مطالعه ای که روی دوام گل های شاخه بریده با تیمار کردن مداوم گل های میخک با اتانول 8 درصد صورت گرفت، عمر گلدانی این محصول به دو برابر افزایش یافت(35). اطلاعات موجود نشان می دهد که استالدهید که یک متابولیت اتانول است، ماندگاری گل ها را افزایش داده است و به عنوان عامل اصلی باز دارنده پیری گل های میخک، رقم وایت سیم شناخته شده است(23) و این کار را از طریق جلوگیری از تولید اتیلن انجام می دهد(24).
اضافه کردن کبالت به محلول های حفاظت کننده نیز از انسداد آوندی در ساقه های رز جلو گیری می کند و جریان مستمر آب را در ساقه ها حفظ می کند و در نتیجه میزان جذب آب را در گل ها افزایش می دهد. علاوه بر این کبالت تا اندازه ای باعث بسته شدن روزنه ها می شود و پتانسیل آبی را در گل های بریده افزایش می دهد(26). اسبورن (1989)گزارش کرده است که یون کبالت مانع از بیوسنتز اتیلن می شود(20). کلرید کبالت عمر گل های بریده داودی را 5-7 روز نسبت به تیمار شاهد افزایش داده است(21) و نیز در ارکید دندروبیوم علاوه بر افزایش عمر گلدانی سبب تسریع در باز شدن جوانه های گل شده است(13).
سیتوکنین ها در تاخیر پیری در میخک های شاخه بریده بوسیله جلوگیری از بیوسنتز اتیلن بسیار موثر بوده اند(7)، همچنین بنزیل آدنین سبب بهبود کیفیت و تاخیر در پیری برگ های گل داودی شده است(22). تاخیر در پیری و جلوگیری از تجزیه کلروفیل در گل های بریده بوسیله مواد شیمیایی با درجات متفاوتی از موفقیت صورت گرفته است(29). و هدف از این تحقیق نیز معرفی یک ماده شیمیایی مناسب برای نگهداری و افزایش کیفیت گل بریده داودی برای تولید کنندگان و مصرف کنندگان در شرایط دمای انبار و دمای اتاق است.
مواد و روش ها:
تهيه گياهان جهت اجراي آزمايش
گل هاي شاخه بريده داودی ارقام مهندسی سفید و مهندسی زرد از گلخانههاي تجاري آقاي زارعي واقع در پاكدشت ورامين تهيه شد. اين گل ها با استفاده از يك چاقوي تيز به طول 80 سانتیمتر بريده شده و سپس در دستههاي 50 تايي بستهبندي شده و بلافاصله به محل اجراي آزمايش در گروه باغباني پرديس كشاورزي و منابع طبيعي منتقل شدند. شاخههاي گل بلافاصله از بستهها خارج شده و بار ديگر با استفاده از يك چاقوي تيز به طول 50 سانتيمتر به صورت اریب بريده شدند و در داخل گلدان های شیشه ای 5/0 لیتری که حاوی 400 میلی لیتر محلولهاي نگهدارنده بودند قرار گرفتند.
مشخصات محل اجراي آزمايش
ميزان نور موجود در محل آزمایش 15 میکرو مول بر متر مربع بر ثانیه بود كه با استفاده از نور طبيعي خورشيد و همچنين نوردهي تكميلي با استفاده از لامپهاي فلورسانت تأمين ميشد. طول دوره روشنايي 12 ساعت و ميزان رطوبت نسبي 75-65 درصد بود و دماي محيط در حد 1±20 درجه سلسيوس ثابت نگه داشته شد.
بخشي از آزمايش نيز در داخل سردخانه انجام شد كه دماي سردخانه 4 درجه سانتیگراد ، رطوبت نسبي آن 75-65 درصد و ميزان نور نيز 10 میکرو مول بر متر مربع بر ثانیه بود كه توسط لامپهاي فلورسانت به مدت 12 ساعت تأمين ميشد.
تيمارهاي آزمايش عبارت بودند از:
3 روش نگهداري پس از برداشت گل هاي شاخه بريده شامل:
1)تيمار كوتاه مدت (پالس): در اين روش گل هاي شاخه بريده پس از اينكه به مدت 36 ساعت در گلدان های حاوی محلولهاي شيميايي نگهدارنده قرار گرفتند، از گلدان ها خارج شده و در گلدانهاي ديگري كه حاوي آب مقطر دوبار تقطير شده بودند تا انتهای آزمایش قرار گرفتند.
2)تيمار بلند مدت (استاندارد): در اين روش گل هاي شاخه بريده از ابتداي آزمايش تا انتهاي آن در داخل گلدان هاي حاوي محلول هاي شيميايي نگهدارنده قرار گرفتند.
3)نگهداري در سردخانه و سپس اعمال تيمارهاي شيميايي: در اين روش گل هاي شاخه بريده به مدت 3 هفته (21 روز) در داخل سردخانه با دمای 4 درجه سانتیگراد در سطلهاي پلاستيكي كه حاوي آب مقطر دوبار تقطير شده بودند نگهداری شدند و آنگاه به محل اصلي انجام آزمايش منتقل شدند و در داخل گلدان های حاوی محلولهاي شيميايي قرار گرفتند.
تيمارهاي شيميايي در اين آزمايش شامل 16 تيمار بود که در جدول شماره1 آمده است. آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب طرح كاملاً تصادفي اجرا گرديد که در هر واحد آزمایش 4 شاخه گل وجود داشت.
فاكتورها و صفات مورد اندازهگيري
تولید اتیلن، طول عمر گل، طول عمر برگ، وزن تازه، میزان کلروفیل و میزان جذب آب در طی آزمایش اندازه گیری شد.
میزان تولید اتیلن در ابتدای آزمایش بدین صورت اندازه گیری شد که از هر يك از ارقام داودي 3 نمونه گل گرفته شد و پس از وزن كردن، درون ظروف در بسته به حجم300 میلی لیتر قرار گرفتند. هر كدام از اين ظروف داراي درپوش لاستيكي بود که از تبادل هوای داخل با خارج جلوگیری می کرد و با استفاده از سوزن مخصوص در فاصلههاي 2، 4، 6، 8 ،10، 14،20، 24 و 36 ساعت نمونهبرداري از ظروف انجام شد و به دستگاه گازکروماتوگرافی تزریق گردید و عدد حاصل یادداشت شد.
طول عمر گلاذین و طول عمر برگ در هنگام پایان عمر آنها یادداشت شد بدین ترتیب که وقتي 3 رديف پايينی گلبرگ ها تغيير رنگ دادند به عنوان پايان عمر گل آذين و زمان زرد شدن برگها به عنوان معياري براي پايان عمر برگ مورد نظر قرار گرفت.
وزن تازه شاخه های گل بصورت درصد وزن تر اولیه در روز نهم آزمایش که همزمان با پژمردگی گل های شاهد بود اندازه گیری شد و میزان کلروفیل برگ ها به روش آرنون (1946) با استفاده از دستگاه اسپکتروفوتومتر محاسبه گردید و میزان جذب آب نیز در روز پانزدهم آزمایش برای هر شاخه گل محاسبه شد.
نتایج :
نتایج حاصل از اندازه گیری اتیلن نشان داد که هیچ کدام از دو رقم مورد آزمایش اتیلنی در طی 36 ساعت پس از قرار دادن آنها در ظروف سر بسته تولید نکردند.
نتایج حاصل از تجزیه واریانس کلیه فاکتورهای مورد اندازه گیری در جدول 2 آمده است. همانطور که ملاحظه می شود بین روش های مختلف از نظر طول عمربرگ، طول عمر گلاذین، وزن تر، میزان جذب آب و میزان کلروفیل اختلاف معنی داری در سطح احتمال 1 درصد مشاهده می شود.
در جدول3 میانگین طول عمر گل هایی که در سردخانه 4 درجه سانتیگراد به مدت 21 روز نگهداری شده بودند و بعد به محیط با دمای 1±20 درجه سانتیگراد منتقل شدند، 3/34 روز می باشد که در مقایسه با طول عمر گل هایی که به روش های پالس و استاندارد که بدون تیمار سردخانه انجام شده اند و به ترتیب 1/20 و 3/20 روز عمر کردند اختلاف معنی داری نشان داده است.
بر اساس جدول 3 میانگین طول عمر برگ در بین روش های آزمایشی در سطح یک درصد معنی دار شده است و در این بین طول عمر برگ در سردخانه 6/32 روز و در روش استاندارد و پالس به ترتیب 3/18 و 1/13 روز می باشد.
مقایسه میانگین میزان کلروفیل برگ در روش های آزمایش نشان می دهد که روش استاندارد و سردخانه در مورد حفظ کلروفیل بهتر نتیجه داده اند و اختلاف معنی داری با روش پالس نشان می دهند. همچنین روش استاندارد با 19/41 میلی لیتر جذب آب، بیشترین میانگین را به خود اختصاص داده است و اختلاف معنی داری با روش های پالس و سردخانه دارد و بین روش پالس و سردخانه اختلاف معنی داری مشاهده نمی شود.
در جدول 4 مقایسه میانگین کلیه فاکتورهای مورد اندازه گیری در بین ارقام نشان داده شده است. مشاهده می شود که رقم مهندسی زرد از طول عمر و درصد وزن تازه بیشتری نسبت به رقم مهندسی سفید برخوردار است و اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد با هم دارند ولی در بین سایر فاکتورها تفاوت معنی داری مشاهده نمی شود.
در جدول 5 نیز اثر هر یک از تیمار های شیمیایی بر فاکتورهای مورد اندازه گیری مشخص شده است. از نظر طول عمر گلاذین همه تیمار ها با تیمار شاهد که حداقل طول عمر را با 2/21 روز داشته است اختلاف معنی داری نشان داده اند ولی در بین سایر تیمار ها اختلاف معنی داری مشاهده نمی شود. از نظر طول عمر برگ نیز تقریباَ همه تیمارها به جز تیمارهای شماره 6 و 7 که شامل اتانول می باشند با تیمار شاهد اختلاف معنی داری در سطح یک درصد دارند. در همین جدول مشاهده می شود که شاخه های گل تیمار شاهد با 48/86 درصد وزن تر کمترین میزان وزن تر را دارند و تیمارهای شماره 4 و 5 که حاوی هیدروکسی کوئینولین سیترات(HQC) هستند دارای بیشترین میزان وزن تر هستند.
در بین تیمارهای شیمیایی به جز تیمارهای شماره 6 و7 که شامل اتانول هستند سایر تیمارها اختلاف معنی داری با تیمار شاهد از نظر میزان کلروفیل نشان می دهند. و تیمارهای شماره 8 ، 9 و10 که حاوی بنزیل آدنین هستند بیشترین میزان کلروفیل را دارا می باشند.
همچنین در مقایسه میانگین جذب آب، تیمارهای شماره 3 و4 و 5 که حاوی اسید سیتریک و ماده 8-هیدروکسی کوئینولین سیترات می باشند و تیمارهای شماره 11 و 12و 13 که حاوی کلرید کبالت می باشند تفاوت معنی داری با تیمار شاهد که کمترین میزان جذب آب را داشته است دارند.
بحث:
دمای کم بهترین راهکار برای جلوگیری از کاهش فساد فیزیولوژیکی و پاتوبیولوژیکی است. دمای کم از میزان تنفس و سایر فعالیت های متابولیکی می کاهد و باعث کاهش در میزان تعرق، تولید اتیلن و رشد میکروبی و باکتریایی می شود(10، 28). اطلاعات جدول 3 نیز نشان می دهد که نگهداری گل ها درون سردخانه باعث کاهش روند پیری و همچنین کاهش میزان تعرق و پژمردگی در گل ها شده است بطوریکه گل هایی که درون سردخانه و در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شده بودند از افزایش عمر قابل توجهی نسبت به گل هایی که در دمای 1±20 درجه قرار داشتند برخوردار بودند و این کاهش دما هم بر روی طول عمر گل و هم بر روی طول عمر برگ ساقه های گل تاثیر مثبت داشته است.
تیمارهای شماره 4 و5 که حاوی هیدروکسی کوئینولین سیترات هستند علاوه بر افزایش طول عمر به خاطر جذب آب بهتر، از میزان کلروفیل و وزن تازه بیشتری نیز نسبت به شاهد برخوردارند. یکی از بزگترین مشکلات در فیزیولوژی پس از برداشت گل ها انسداد سیستم آوندی است. این مسدود شدن ممکن است به دلیل تشکیل حباب های هوا و یا رشد باکتری ها باشد، که این میکروارگانیزم ها یا در محلول های گلدانی و یا خود آوندها حضور دارند. دلیل دیگر انسداد آوندی عکس العمل گیاه به عمل برش می باشد. از زمانی که ساقه گل از گیاه مادری خود جدا می شود، آنزیم های مشخصی در واکنش به عمل برش تحریک می شوند و به سمت محل برش هدایت می شوند تا آن منطقه را مسدود نمایند(17). نتایج ما اهمیت استفاده از زیست کش ها بویژه HQC را در افزایش عمر گلدانی ارقام مورد استفاده در این مطالعه نشان می دهد. کاربرد HQC از تجمع میکروارگانیزم ها در آوندهای چوبی جلوگیری کرد و از انسداد آوندها جلوگیری نمود. این نتایج ممکن است به دلیل نقش زیست کش ها به عنوان مواد ضد میکروبی باشد و تفاوت عمده در طول عمر و میزان جذب آب بین تیمار شاهد و تیمارهای حاوی مواد ضد میکروبی بویژه HQC این فرضیه را روشن می سازد. انسداد آوندهای چوبی گل های بریده داودی می تواند بوسیله خود گیاه نیز تحریک شود. نتایج نشان می دهد که زیست کش ها نه فقط از انسداد آوندی ناشی از میکروارگانیزم ها جلوگیری کرده اند بلکه از انسداد تحریک شده بوسیله خود گیاه نیز جلو گیری کرده اند ودر این بین HQC بهتر از سایر مواد عمل کرده است زیرا که اگر زیست کش ها فقط در مقابل باکتری ها مقاومت می کردند، انسداد آوندی ناشی از خود گیاه سبب پژمردگی زود هنگام می شد. واین با گزارش های نی (2000)، ایشیمورا و همکاران (1999) و کیم و لی (2002) مطابق است.
تیمارهای شماره 11، 12 و 13 که حاوی کلرید کبالت بودند و تیمارهای شماره 14، 15 و 16 که حاوی سولفات آلومینیوم بودند نیز به خوبی عمر شاخه های بریده داودی را افزایش دادند. ردی در سال 1988 گزارش نمود که اضافه نمودن کبالت به محلول های حفاظت کننده از انسداد آوندی در ساقه های رز جلوگیری می کند و جریان مستمر آب را در ساقه ها حفظ می کند و در نتیجه میزان جذب آب را در گل ها افزایش می دهد. علاوه براین کبالت تا اندازه ای باعث بسته شدن روزنه ها می شود و پتانسیل آبی را در گل های بریده افزایش می دهد. نتایج ما نیز با نتایج وی همخوانی داشت و میزان وزن تر، جذب آب، میزان کلروفیل برگ ها و در نهایت عمر گل ها افزایش یافت. در مورد تیمارهای حاوی سولفات آلومینیوم نیز نتایج ما با نتایج کتسا و همکاران (2001) و لیاو وهمکاران (2001) مطابقت دارد.
در آزمایشات که بر روی ارقام صورت گرفت هیچگونه پیک اتیلنی در دستگاه گاز کروماتوگرافی ظاهر نشد و این بیان می کند که مقدار کل اتیلن تولیدی به وسیله گلبرگ ها کمتر از مقداری است که باعث هر گونه شتاب در فرایند پیری شود. و این با نتایجی که بارتولی و همکاران (1996) در مورد گل داودی گرفتند و عنوان کردند که در هنگام مشاهده علائم اولیه پیری، اتیلن تولید شده قابل تشخیص و اندازه گیری نیست مطابقت دارد، پس اتانول نیز که یک بازدارنده تولید اتیلن است نمی تواند یک ماده موثر در افزایش کیفیت پس از برداشت گل های بریده غیر حساس به اتیلن باشد. ولی در مورد گل هایی که به اتیلن حساس هستند و تولید اتیلن زیادی دارند اتانول می تواند به عنوان یک ماده موثر برای جلوگیری از تولید این هورمون موثر در پیری به کار برده شود.
همچنین نتایج آزمایش نشان می دهد که تیمار های شماره 8 و 9 و 10 که حاوی ماده بنزیل آدنین بودند در مقایسه با سایر تیمارها سبب افزایش میزان کلروفیل موجود در برگ ها شدند و عمر برگ ها را به طور معنی داری نسبت به تیمار شاهد افزایش دادند، این نکته در مورد برخی از گل ها مثل داودی و آلسترومریا که برگ های آنها زودتر از گل شان دچار پیری می شود از اهمیت بسزایی برخوردار است. بنابراین استفاده از سایتوکنین ها در مورد این گل ها و همچنین گل هایی که تولید اتیلن می کنند(بدلیل خاصیت ضد اتیلنی سایتو کنین ها )می تواند نقش موثری در افزایش کیفیت پس از برداشت آنها ایفا کند. نتایج آزمایش ما در این زمینه با نتایج چمنی و همکاران (1384) و پتریدو وهمکاران (2002) و نیز کوک و همکاران (1985) یکسان است.
تیمارهای شیمیایی مورد استفاده در آزمایش
تیمار ماده شیمیایی
T1
T2
T3
T4
T5
T6
T7
T8
T9
T10
T11
T12
T13
T14
T15
T16 آب مقطر(شاهد)
ساکارز(4%) + اسیدسیتریک(mg/l200)
ساکارز(4%) + اسیدسیتریک(mg/l250)
ساکارز(4%) +(HQC (mg/l250
ساکارز(4%) +(HQC (mg/l350
ساکارز(4%) + اتانول(4%)
ساکارز(4%) + اتانول(6%)
ساکارز(4%) + بنزیل آدنین(mM50)
ساکارز(4%) + بنزیل آدنین(mM75)
ساکارز(4%) + بنزیل آدنین(mM100)
ساکارز(4%) + کلرید کبالت(mg/l100)
ساکارز(4%) + کلرید کبالت(mg/l200)
ساکارز(4%) + کلرید کبالت(mg/l300)
ساکارز(4%) + سولفات آلومینیوم(mg/l50)
ساکارز(4%) + سولفات آلومینیوم(mg/l100)
ساکارز(4%) + سولفات آلومینیوم(mg/l150)
جدول 2- تجزیه واریانس فاکتورهای مورد اندازه گیری
کلروفیل
(میلی گرم بر میلی لیتر) جذب آب
(میلی لیتر) وزن تر در روز نهم (درصد) طول عمر گل آذین(روز) طول عمر برگ
(روز) درجه آزادی منابع تغییرات
S.O.V
00000312/0 **
00000073/0 **
00000005/0 ns
00000011/0 *
00000044/0 *
00000007/0 ns
00000008/0 ns
00000010/0
50983/29 62/7961 **
93/383 **
91/18 ns
04/178 **
94/29 ns
84/29 ns
78/53 ns
95/54
14/24 78/6886 **
26/462 **
42/378 **
76/183 **
74/18 ns
24/57 *
11/46 *
14/38
58/6 37/6365 **
15/20 **
67/125 **
97/2 *
88/16 **
26/2 *
48/1 ns
72/1
25/5 54/9751 **
22/91 **
38/11 *
70/31 **
16/19 *
60/15 *
71/10 ns
12/14
56/17 2
15
1
30
2
15
30
192
روش
تیمار
رقم
اثر متقابل روش در تیمار
اثر متقابل روش در رقم
اثر متقابل تیمار در رقم
اثر متقابل روش در تیماردر رقم
خطاء
C.V.
**معنی دار در سطح 1 درصد
*معنی دار درسطح 5 درصد
ns معنی دار نشده است
جدول3- میانگین مربعات صفات مورد اندازه گیری در روش های آزمایش
میانگین مربعات
کلروفیل(میلی گرم بر میلی لیتر) جذب آب
(میلی لیتر) وزن تر در روزنهم(درصد) طول عمر گلآذین(روز) طول عمر
برگ(روز) روش
آزمایش
00088806/0 b
00123348/0 a
00115104/0 a 94/24 b
19/41 a
95/25 b 85/101 a
60/94 b
97/84 c 1/20 b
3/20 b
3/34 a 1/13 c
3/18 b
6/32 a پالس
استاندارد
سردخانه
میانگین های با حروف مشترک در هر ستون دارای اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد نیستند
جدول 4- میانگین مربعات صفات مورد اندازه گیری در بین ارقام
میانگین مربعات
کلروفیل
(میلی گرم بر میلی لیتر) جذب آب
(میلی لیتر) وزن تر در روزنهم
(درصد) طول عمر گلآذین
(روز) طول عمر برگ
(روز) رقم
00110359/0 a 44/30 a 66/92 b 3/24 b 5/21 a مهندسی سفید
00107813/0 a 95/30 a 95/94 a 6/25 a 1/21 a مهندسی زرد
میانگین های با حروف مشترک در هر ستون دارای اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد نیستند
جدول 5- میانگین مربعات صفات مورد اندازه گیری در بین تیمار های شیمیایی
میانگین مربعات تیمار
میزان کلروفیل
(میلی گرم بر میلی لیتر) جذب آب
(میلی لیتر) وزن تر در روز نهم
(درصد) طول عمر گلآذین (روز) طول عمر برگ
(روز)
0006903/0 d
0011016/0 abc
0010474/0 bc
0011076/0 abc
0011592/0 abc
0008755/0 cd
0006689/0 d
0012180/0 ab
0013376/0 ab
0014222/0 a
0011769/0 abc
0011769/0 abc
0010351/0 bc
0011603/0 abc
0011150/0 abc
0011539/0 abc 41/24 e
41/30 bcde
61/36 ab
63/38 a
02/37 ab
27/30 bcde
09/28 cde
23/29 cde
54/30 bcde
03/29 cde
08/35 abc
44/33 abcd
08/33 abcd
12/26 de
58/23 e
57/25 e 48/86 g
37/89 efg
11/94 cde
18/101 ab
23/104 a
73/91 defg
45/95 bcde
61/87 fg
00/88 fg
22/94 cde
30/97 bcd
96/98 abc
35/97 bcd
89/91 defg
90/92 def
12/90 efg 27/21 c
26/25 ab
95/23 a
68/25 ab
45/25 ab
88/24 ab
69/24 ab
30/25 ab
72/24 ab
56/25 ab
11/25 ab
52/25 ab
04/25 ab
55/24 b
06/25 ab
44/25 ab 09/16 e
62/21 bcd
58/22 abc
06/23 ab
69/25 a
05/18 de
01/19 cde
34/21 bcd
18/21 bcd
11/21 bcd
73/21 bcd
54/21 bcd
54/20 bcd
27/23 ab
82/21 ab
62/22 abc T1
T2
T3
T4
T5
T6
T7
T8
T9
T10
T11
T12
T13
T14
T15
T16
میانگین های با حروف مشترک در هر ستون دارای اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد نیستند
اطلاعات اولیه
علم ژنتیک یکی از شاخههای علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم میتوانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسمهاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت میکند.
تاریخچه ژنتیک
علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمیترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجهای نرسیدند.
اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.
در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشتهای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها میپرداخت ، ادغام شدند و رشتهای به نام مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشتههای مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحتالشعاع خود قرار دهد.
تقسیم بندی علم ژنتیک
ژنتیک را میتوان به سه گروه تقسیم بندی کرد.
آمار
آمار علم و عمل توسعه دانش انسانی از طریق استفاده از دادههای تجربی است. آمار بر نظریهی آمار مبتنی است که شاخهای از ریاضیات کاربردی است. در نظریهی آمار، اتفاقات تصادفی و عدم قطعیت توسط نظریه احتمال مدل میشوند. عمل آماری، شامل برنامهریزی، جمعبندی، و تفسیر مشاهدات غیر قطعی است. از آنجا که هدف آمار این است که از دادههای موجود «بهترین» اطلاعات را تولید کند، بعضی مؤلفین آمار را شاخهای از نظریهی تصمیمگیری به شمار میآورند.
تاریخچه
سرآغاز اولیه آمار را باید در شمارش های آماری حوالی آغاز قرن اول میلادی یافت. اما ،تنها در قرن هجدهم بود که این علم ، با به کار رفتن در توصیف جنبه هایی که شرایط یک وضعیت را مشخص میکردند ، به عنوان رشته ای علمی و مستقل شروع به مطرح شدن کرد.
مفهوم از کلمه لاتینی ،به معنی شرط ، استخراج شده است. مدت های مدید ، این علم ، محدود به کار در این حوزه بود ، و تنها در دهه های اخیر از این انحصاری جدا شدو ، و به کمک نظریه احتمال ،شروع به بررسی روش های تحلیل داده های آماری و اثبات فرض های آماری کرد.
روش های این آمار ریاضی با آشکار کردن قوانین جدید ، به ابزاری موثر در علوم طبیعی و تکنولوژی تبدیل شد.
جامعه و نمونه
جامعه یک بررسی آماری دارای مشاهده ها یا آزمایش هایی تحت شرایطی یکسان ، به عنوان عنصرهای خود است. هر یک از این عنصرها را میتوان نسبت به مشخصه های متفاوتی بررسی کرد ، که می توانند به عنوان متغیرهای تصادفی XوY .... در نظر گرفته شوند.
اگر مشخصه تحت بررسی X ، دارای تابع توزیع F در جامعه مربوط باشد ، آنگاه گفته می شود که جامعه مورد بحث دارای توزیع F نسبت به مشخصه X است. در بررسی های آماری همواره زیر مجموعه ای متناهی از عناصر جامعه مورد تحقیق قرار می گیرد.این زیر مجموعه به نمونه موسوم است ، و n، تعداد عناصر موجود در آن ، اندازه نمونه نامیده می شود.
مثال
اگر وزن پسر بچه های ده ساله متغیر تصادفی x باشد ، در این صورت تمام پسر بچه های به این سن یک جامعه تشکیل می دهند . اندازه های وزن پسربچه های در شماری از مکان ها یک نمونه می سازند ، و هر پسر بچه عنصری از جامعه مزبور است . وزن مورد بحث مشخصه ای از عنصر های مزبور به شمار می رود ، و سایر مشخصه ها ، به عنوان مثال ، بلندی قد و اندازه سینه اند.
طرح آزمایش
در بررسی یک مسئله با روش های آماری ، باید نقشه آزمایش کشیده شود که شامل روش جمع آوری داده ها،اندازه نمونه مورد نظر و روش حل آن مسئله است. در این مورد هر چه نقشه آزمایش دقیق تر باشد ، نتایج به دست آمده از روش های آماری بهتر خواهند بود . بخصوص ، باید اطمینان حاصل شود که هیچ یک از اندازه گیری هایی که برای نتایج مورد نظر دارای اهمیت اند از قلم نیفتند یا ناقص نباشند . اما در این مورد همچنین می توان ، تنها به همان اندازه که می شود با بخش ناچیزی از هزینه ها به دست آورد قناعت و از دستاوردی با یک رشته آزمون بسیار پرخرج اجتناب کرد.
در این رابطه ، نکات زیر از اهمیت برخوردارند:
· مواد یا اطلاعات بررسی شده باید همگن باشند ؛ یعنی ،روش آزمون ،در دوره بررسی ، باید یکسان باقی بماند. در وسایل یا شرایط تولید نباید تغییری داده شود ، و ابزارهای اندازه گیری با دقت های متفاوت نباید به کار روند.
· بایدتا آنجا که امکان دارد خطاهای منظم یا عوامل موثر کنار گذاشته شوند . به عنوان مثال ، اگر مایل باشیم دو ماده را با هم مقایسه کنیم ، باید هر دو را در یک دستگاه تهیه کرده باشیم ، چه در غیر این صورت تفاوت دستگاه ها در نتایج بررسی وارد می شود ، و در کشاورزی ، در آزمون کودهای متفاوت ، باید زمین را ،به خاطر یکسان کردن تاثیر نوع خاک و موقعیت آن ، به باریکه های موازی تقسیم کرد.
باید نظارتی در نظر گرفته شود. در این مورد، یا برای مشخصه تحت بررسی مقادیر استانداردی موجودند ،که می توانند با نتایج آزمون مقایسه شوند ، یا آزمونهای نظارتی باید انجام گیرند . به عنوان مثال ، در آزمایش مربوط به کودها ، باید تاثیر یک کود از تفاوت بین گیاهانی که که با آن یا بدون آن ،تحت شرایط محیطی یکسان ،رشد کرده اند ، ارزیابی شود.
انتخاب نمونه باید تصادفی یا نماینده ای باشد . انتخاب تصادفی انتخابی است که در آن هر عنصر برای اینکه عضو آن نمونه باشد یا نباشد ، از احتمال یکسان برخوردار است. به عنوان مثال ، در یک محموله پیچ ، نمونه مورد آزمون نباید تماماَ از یک مکان انتخاب شود ،بلکه باید روی کل محموله توزیع شده باشد ، و در اندازه گیری ضخامت سیم ها نقاط اندازه گیری شده باید به طور تصادفی روی تمام طول سیم توزیع شده باشد.
انتخاب تصادفی عناصر را می توان به کمک جداول اعداد تصادفی انجام داد ، و انتخاب نماینده ای نمونه را می توان زمانی انجام داد که ماده تحت بررسی را بتوان به گونه ای یکتا به اجزایی تقسیم کرد . به عنوان مثال ، امکان پذیر است که یک محموله پیچ را به چنان طریقی تقسیم کنیم که هر جزء مزبور ، به تصادف انتخاب کرد ، ودر این صورت کل آنها نمونه مورد نظر را تشکیل می دهند. به این طریق تصویری از محموله ، بر مبنای مقیاسی کاهش یافته به دست می آید.
با توجه به اندازه نمونه مورد آزمون ، البته باید به بررسی مورد بزرگ تر و استنتاج بهتر ، درباره جامعه ای که از آن می توان ساخت ، پرداخت ،اما از طرف دیگر ، اندازه مزبور ، به دلایل زمانی و تلاش به کار رفته ، معمولاَ کوچک در نظر گرفته می شود، بنابر این باید انحرافی تصادفی از نتایج را نیز به حساب بیاوریم. هنگامی که ، با روش های آماری ، استنتاجاتی درباره جامعه ای به دست می آوریم باید اندازه نمونه مورد آزمون را نیز در نظر بگیریم.
از این گفته ها میتوان به اهمیت تحصیل در رشته آمار و نیاز جامعه به فارغ التحصیلان این رشته پی برد.
مباحث مرتبط با عنوان
· نمودار آماری
· براورد آماری
· همبستگی
· آزمون آماری
· کاربرد آمار
· مطالعه توصیفی داده ها
عامل افسردگی وراثت یا محیط ؟
جالب است بدانيد كه طبق آمار موجود، در جهان 420 ميليون نفر به افسردگي دچار هستند كه 90 درصد آنان امكان بهبود ندارند و كسي از اين واقعيت سخني نميگويد! تعداد كساني كه از اين بيماري رنج ميبرند از بيماران قلبي، ايدز و امثال آن كه امروزه بسيار از آنها سخن گفته ميشود خيلي بيشتر است و اين در حالي است كه هنوز عوامل افسردگي به صورت كامل شناخته نشدهاند. اگر اين يك بيماري، جسمي، سرطان ناشي از عوامل محيطي يا يك بيماري همهگير بود، روي اين ارقام و آمار به طور وسيعي در سراسر دنيا تبليغ و تاكيد ميشد، اما از آنجا كه افسردگي يك بيماري بي صداست كمتر به آن توجه ميكنند و كمتر از آن سخن به ميان ميآورند!
نكته جالب توجه آن است كه افسردگي از جهات مختلف شبيه به بيماريهاي ديگر است. عاملي خارجي، يكي از قسمتهاي بدن را تحت تاثير قرار ميدهد و تعادل بدن را دچار اختلال ميكند. همچنانكه در سرطان، بافتي از بدن به طور غيرقابل مهار رشد ميكند، در افسردگي نيز ناراحتي شديد مشهود است. اقداماتي كه تاكنون براي مقابله با دو بيماري سرطان و افسردگي صورت گرفته است، در مهار آن تا اندازهاي موفقيتآميز بوده است اما بشر همچنان از اين دو بيماري مهلك رنج ميبرد.
غدد سرطاني قابل مشاهده هستند، عكسبرداري از آنها امكانپذير است و معمولا ميتوان آنها را برداشت. اما افسردگي فقط قابل احساس است. عضوي از بدن كه در افسردگي دچار اختلال ميشود، با احساس و تفكر انسان ارتباط دارد. افسردگي امري واقعي است، اما جنبه ذهني دارد. و چون يك بيماري ذهني است، عكسالعملي كه فرد در قبال آن اتخاذ ميكند تاثير بسزايي بر آن دارد. در اكثر موارد عكسالعمل انسانها در قبال افسردگي منفي است و قريب به اتفاق آنها حتي اين احساسات را بيماري به حساب نميآورند و به آن اهميت چنداني نميدهند.
تا سال 2020 ميلادي افسردگي دومين بيماري عمده جهان خواهد شد. وقت مفيد بسياري كه ميتواند صرف فعاليتهاي مثبت شود، به واسطه ناتواني حاصل از اضطراب به هدر ميرود و از اين حيث افسردگي فقط با بيماريهاي قلب و عروق قابل مقايسه است.
اين پيشبيني بر اساس تطبيق فراواني فعلي افسردگي بر الگوي جمعيتي جهان آينده صورت گرفته است. بهعلاوه چون جمعيت جهان در سال 2020 ميانگين سن بالاتري خواهد داشت، احتمال ابتلا به اين بيماري در آنها بيشتر است و بعيد نيست رقم واقعي بيشتر از رقم پيشبيني شده باشد!
از سوي ديگر در حال حاضر نيز فراواني اين بيماري كاملا مشخص نيست و ممكن است افزايش يابد. اگر چنانكه برخي اظهار ميدارند، افسردگي نتيجه تجددگرايي و اضطرابهاي ناشي از آن باشد، توسعه موجب شيوع بيشتر آن خواهد شد. همان طور كه ظاهرا در آمريكا جوانترها در مراحل اوليه زندگي خود بيشتر دچار اين عارضه ميشوند.
امروزه با آزمايش خون، ادرار و عكسبرداري به هيچوجه نميتوان افسردگي را تشخيص داد. از اين رو پزشكان براي تشخيص آن به فهرست علائم افسردگي رجوع ميكنند. نتايج آمار حاكي از آن است كه افسردگي از نظر ماهيت 39 نوع است و از نظر شدت به سه دسته خفيف، متوسط و شديد تقسيم ميشود.
علائم افسردگي شديد عبارتند از: تنگ خلقي و بيحالي و عدم احساس لذت حداقل به مدت دو هفته كه با برخي عوارض ديگر همراه است. از جمله تغييرات وزني و بينظمي در خواب، خستگي مفرط، ضعف تمركز، احساس تقصير يا عدم اعتماد به نفس و انديشيدن به خودكشي. متخصصان با انجام آزمايشهاي متعدد دريافتهاند كه بين 4 تا 10 درصد از جمعيت جهان به افسردگي شديد دچار هستند و 10 تا 20 درصد نيز هر از گاهي با آن درگيرند.
سازمان بهداشت جهاني قصد دارد در 15 كشور كه اين بيماري در آنها شايعتر است جمعا روي صدهزار نفرتحقيقاتي انجام دهد تا فراواني افسردگي، شدت آن و شرايطي را كه موجب آن ميشوند، مشخص كند.
مبتلايان به افسردگي ممكن است چندان به بيماري خود واقف نباشند. آنان بويژه از بيان موضوع به ديگران ميترسند. زيرا آگاهانه يا ناخودآگاه درصدد گريز از ذهنيت بدي هستند كه درباره اين بيماران وجود دارد.
آنان فقط اظهار ميدارند كه در قسمتي از بدن خود احساس ناراحتي ميكنند و افسردگي را به يك ناراحتي جسمي نسبت ميدهند، بالطبع پزشكان نيز با آنان مثل بيماران عادي برخورد ميكنند.
در سال 1980 آرتور كلينمن، استاد روانشناسي و انسانشناسي دانشگاه هاروارد دريافت كه 87 درصد از كساني كه به بيماري شنينگ مبتلا هستند (اين بيماري در شرايط معمولي ايجاد ميشود و خستگي، سرگيجه و سردرد از علائم آن است) به افسردگي دچارند. او در مداواي بيماران خود داروهاي ضد اضطراب را به كار نبرد، بلكه از داروهاي ضد افسردگي و داروهاي گياهي كه تجويز آنها معمول بود استفاده كرد. نتيجه رضايتبخش بود. البته در ابتدا بيماران در برابر اين داروها مقاومت نشان ميدادند اما بتدريج از اين روش استقبال شد.
در جاي جاي دنيا، افراد افسرده پيدا ميشوند و بدترين خسارتي كه از اين وضعيت گريبان جوامع را ميگيرد، خودكشي آنان است. به استناد تحقيقات انجام شده، 15 درصد از كساني كه به افسردگي شديد دچار هستند دست به خودكشي ميزنند و دو سوم آنها به طور جدي به خودكشي فكر ميكنند. سازمان بهداشت جهانيتعداد خودكشي ناشي از افسردگي را در جهان هشتصدهزار نفر در سال تخمين ميزند، يعني بيش از يك چهارم شمار كساني كه در اثر ابتلا به سل جان خود را از دست ميدهند. شايد فكر كنيد اين ارقام تعجب برانگيز توجه دولتها را جلب ميكند، اما متاسفانه چنين نيست. مرگ به دليل بيماري سل قابل تشخيص است و ميتواند عواملي را كه به آن منجر ميشوند رفع و بيماري را مداوا نمود. اما شناسايي و مواجهه با افسردگيهايي كه به خودكشي منجر ميشود به هيچ وجه كار آساني نيست. احتمالا اكثر كساني كه به بيماران رواني فكر ميكنند آنها را خطرناك ميدانند و تصور ميكنند آنان به قتل و جنايت تمايل بيشتري داشته باشند تا خودكشي. تحقيقي كه در سال 1997 در مورد ميزان انعكاس مطالب مربوط به روانشناسي در جرايدانگلستان صورت گرفت نشان داد كه 46 درصد از كل مقالات جرايد به خشونت، بزهكاري و بيماريهاي رواني مربوط ميشد. اما حقيقت آن است كه فقط 3 درصد از بيماران رواني براي ديگران خطر دارند. در 60 درصد از موارد خودكشي، شخص قبلا دچار افسردگي شديد بوده است.
در دهه 60 بسياري از بيماريهاي رواني را با شوك الكتريكي درمان ميكردند. استفاده از اين روش درماني بسيار شايع بود، اما پس از مدتي وضعيت تغيير كرد. متخصصاني كه به شوك درماني متوسل ميشدند در مقايسه با روانكاوان وجهه و اعتبار نازلتري يافتند. امروزه شوك درماني را خاص و عام رد ميكنند و آن را آخرين شيوه درمان به حساب ميآورند. با اين همه بايد شوك درماني را فني قوي و موثر دانست، هر چند كهبسياري از بيماران به دليل آنكه ممكن است حافظه آنان از بين رود از شوك درماني واهمه دارند. مراكزدرماني غرب دريافتهاند كه حال بيش از 80 درصد از بيماراني كه از افسردگي شديد رنج ميبرند، پس از پنج ياشش جلسه شوك درماني در طول دو ماه بسيار بهبود يافته است.
بتدريج و با گذشت زمان روشهاي جديد جايگزين شوك درماني و روشهاي مشاورهاي شد. نخستين داروهاي ضد افسردگي در مورد بيماراني كه چندين سال روانكاوي در مورد آنان نتيجه نداده بود ثمربخش واقع شد.
لذا دكتر اسكيلدكروت تصميم گرفت روانكاوي را كنار بگذارد و به مطالعه تاثيرات بيوشيميايي اين داروها بپردازد.او هنوز از تاثير اين اقدامات كه افسردگي را در آمريكا از آسايشگاههاي بيماران رواني و تيمارستانها كلا زدوده و آن را به مراكز مشاوره منتقل كرده است با شگفتي ياد ميكند.
امروزه رقم مراكز فروش داروهاي ضد افسردگي در سراسر جهان به 7 ميليون ميرسد. انتظار ميرود تا 5 سال آينده اين رقم به تبع تاكيدهايي كه بر استفاده از جديدترين و موثرترين داروها در فرآيند درمان صورت ميگيرد، 50 درصد افزايش يابد.
برخي ديگر از روانپزشكان به دنبال يافتن ريشههاي وراثتي عوامل زيستشناختي افسردگي هستند. يافتن ژنهايي كه موجب افسردگي ميشوند ميتواند به تشخيص بهتر اين بيماري و درمان آن كمك كند. اين امر همچنين در درك بهتر از كاركرد عادي ساختار زيستشناختي انسان كه در جريان افسردگي دچار اختلال ميشود، نقش مهمي دارد. ارائه يك مبناي ژنتيك براي افسردگي ممكن است ثابت كند كه افسردگي تحت تاثير عوامل زيستشناختي است، نه عوامل شخصيتي. مهمترين دليل مدعيان آن است كه بيشتر كساني كه از افسردگي شديد رنج ميبرند، بستگاني دارند كه افسرده هستند و به اختلالات مشابهي دچار ميباشند، هر چند اين اختلالات در آنها به صورت نهفته وجود دارد و افسردگي بيشتر آنان ممكن است صرفا نتيجه ظهور اين قابليت باشد.
از طرفي خانوادهها علاوه بر ژن از نظر محيط نيز مشابه يكديگرند. مطالعات انجام شده روي دوقلوهايي كه برخي از آنها ژنهاي كاملا مشابه دارند اما در برخي ديگر نيمي از ژنها مشابه به يكديگرند، ثابت كرده است كه نقش ژنها در خصوص افسردگي شديد، ناچيز است. در افسردگي متوسط، ژنها هيچ نقشي ندارند و شيوع اين نوع افسردگي در مردم، هنگامي كه شرايط زندگي سخت ميشود، در حقيقت به عوامل محيطي برميگردد.
يك محقق موسسه روانپزشكي لندن در زمينه درمان بيماران رواني نظر ديگري دارد. او بر بررسي ژنهايي كه ميزان مواد شيميايي مثل سرتونين و نورپنفرين را مهار ميكنند تاكيد دارد. اما مطالعه ژنهاي نسلهاي قبلي بيماران رواني در خانوادههايي كه مشكل رواني دارند تنها معدودي از ژنهايي را كه در امر نقش دارندمشخص خواهد كرد.
يك محقق ديگر نيز طرح جالبي دارد. او معتقد است ميتوان با اجراي يك طرح كلي مشكل را حل كرد. او ميگويد بايد دي ان اي يكهزار بيمار را كه از نظر شدت بيماري رواني و عكسالعملهاي ژنتيك در قبال آن با يكديگر تفاوت دارند، از نظر همه شاخصهاي ژنتيك كه تاكنون مشخص شده است بررسي كرد. سپس بايد اين ويژگيها را با ويژگيهاي يكهزار فرد سالم و طبيعي مقايسه نمود. هنگامي كه تفاوتها مشخص شد، گروه تحقيق بايد دو هزار نفر را به عنوان نمونه مورد بررسي قرار دهد تا دريابد كه آيا اين تفاوتها با بيماري رواني ارتباطي دارند و ميتوان با استفاده از آنها بيماران رواني را شناسايي كرد يا خير. اين كار ده سال پيش ميسر نبود، اما امروزه كه فنآوري دانش ژنتيك پيشرفت شاياني كرده است به سرعت ميتوان اين كار را انجام داد.
دكتر مك گافين اميدوار است طرح تحقيقي او در طول دو سه سال نتيجه دهد.
به نظر ميرسد چند ژن زمينه افسردگي را در افرادي كه دچار آن هستند مهيا ميكند و لذا برخي از افراد وقتي كه با حادثهاي در زندگي مواجه ميشوند يا تحت تاثير سموم شيميايي يا عفونتهاي زيستشناختي قرار ميگيرند، به شدت دچار مشكل ميشوند. اگر اين افراد قبل از ابتلا به افسردگي شناسايي شوند بدون شك راههايي براي حل مشكل وجود دارد. مثلا ميتوان با داروهاي ضد افسردگي يا داروهاي جديد كه خوشبختانه كيفيت آنها روز به روز بهتر ميشود مانع از بيماري شد. بيشتر اين داروها بر نور پنفرين يا سرتونين و معدودي از آنها بر بخشهاي ديگر تاثير ميگذارند.
به هر حال افسردگي بلاي عظيم قرن ماست و بهتر است به درستي آن را بشناسيم و از عواملي كه آن را به وجود ميآورند دوري كنيم و با در نظر گرفتن يك برنامه واقعي و آگاهانه براي زندگي خود و ديگران بر اين مشكل قرن غلبه كنيم.
شناسايي تقلبات توليدكنندگان محصولات غذايي با استفاده از روشهاي نوين بيوتكنولوژي
توليدكنندگان موادغذايي همواره درصدد يافتن راهكارهاي منطقي براي كاهش هزينه مواد اوليه مورد استفاده خود ميباشند تا از اين طريق متعاقبا بتوانند منافع مالي خود را افزايش دهند. متاسفانه اين راهكارها هميشه منطقي نيستند و در سالهاي اخير آمار تقلبات در عرضه موادغذايي افزايش قابل توجهي يافته است. بههرحال براي مصرفكنندگان همواره معيارهايي همچون باورهاي ديني و مذهبي، سلامتي محصول، طعم و مزه آن و همچنين پرهيز از مصرف مواد حساسيتزا و در نهايت قدرت خريد، ميزان استقبال از موادغذايي مورد عرضه را تحت تاثير قرار داده است. در دهه اخير روشهاي نوين بيوتكنولوژي امكان كنترل سلامتي و جلوگيري از تقلبات توليدكنندگان را فراهم نموده است. نمونههايي از دستاوردهاي كاربردي اين علم در كنترل و نظارت بر توليدات غذايي را ميتوان تحت مثال ذیل عنوان نمود:
تقلبات در فروش گوشت چه به صورت خام و چه در موادغذايي از عمدهترين مسائلي است كه به وفور ديده ميشود. اين تقلبات به دو دسته استفاده از گوشت گونه غير متعارف (عمدتا در رستورانهاي بين راهي) و همچنين تقلب در جنسيت گوشت مورد ارائه (در قصابي ها) ميباشد. بههر حال گوشت دام نر از ارزش اقتصادي بالاتري نسبت به دام ماده برخوردار است چرا كه دام ماده بهمنظور توليدمثل پرورش داده ميشود و طبيعتا ذبح آن در 8-7 سالگي يعني در زماني كه ضخامت فيبرهاي ماهيچهاي افزايش يافته و سطح كلاژن بالايي را برخوردار است كشتار ميشود. بعضي از موارد نيز به طور غيرمستقيم بر تقلبات گوشت تاثيرگذار است. بهعنوان مثال افزودن پيه و منابع چربي و فضولات حيوانات غيرمتداول به خوراك دامهاي اهلي و طيور گوشتي و تخمگذار به طور حتم تركيبات گوشت مورد عرضه آتي را تحت تاثير قرار خواهد داد. محور ديگر تقلبات عمدتا در شير و فرآوردهاي متعاقب حاصل از آن ميباشد كه معمولا از مخلوط كردن شير گونه ارزان قيمت مانند گاو براي ساخت پنير گاوميش استفاده ميشود. خاويار از جمله بحثانگيزترين موارد تقلب ميباشد كه اين ماده غذايي باارزش در تمام گونههاي ماهي داراي ارزش يكساني نميباشد و معمولا از مخلوط كردن خاويار گونههاي كمارزش با گونه موردنظر استفاده مي كنند. بعضي مواقع نيز تقلبي در كار نيست و حمايت از سلامتي افراد داراي حساسيت ايجاب ميكند تا ماده خوراكي موردنظر از لحاظ تركيبات و مواد سازنده كنترل شود. حساسيتهاي غذايي از بزرگترين معضلات امروزي ميباشند و از هر 200 نفر يك نفر معمولا به موادغذايي مانند بادام حساسيت دارند و مصرف اشتباهي ممكن است به بهاي گرفتن جان مصرفكنندگان تمام شود. لذا با استفاده از روشهاي بيوتكنولوژي مي توان وجود 100 نانو گرم از بادام را در بيسكويت، سوسيس و كالباس و شكلات شناسايي نمود.
محور بعدي كاربرد روشهاي بيولوژي مولكولي، شناسايي محصولات تراريخت مانند گندم و ذرت و برنج در گوشت و شير و بيسكويت و شكلات و كيك ميباشد كه به نوعي كنترل كيفيت و حمايت از سلامتي مصرفكنندگان را نويد ميدهد. امروزه تكنولوژي DNA نوتركيب با منافع سرشاري در كشاورزي در جهت مقاومسازي گياهان به آفات و بيماريها و افزايش توليد در واحد سطح و حفاظت از محيطزيست با كاهش مصرف كود و سم همراه بوده و همچنيت توليد دارو و واكسن و اسيدهاي آمينه و ويتامين را در محصولات زراعي به نفع مصرفكنندگان افزايش داده است. با اين حال نيم نگاهي به آن روي سكه و اطمينان از سلامتي گوشت دامها و طيور مصرفكننده اين توليدات و متعاقبا محصولات ساخته شده بعدي از چنين مواد اوليه چندان غيرمنطقي به نظر نميرسد.
زیست ایمنی و مسایل مرتبط با مهندسی ژنتیک
بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک دانش جدیدی است که نخستین دستاوردهای آن در هاله ای از بیم و امید ارزیابی می شود. در طول تاریخ بسیاری از پدیده های علمی در مرحله آغازین با تردید و مقاومت شدید روبه رو بوده اند صدها نمونه از وقایع تلخ و شیرینی که بر این اساس رقم خورده، قابل شمارش است، اما کمتر دانشی به اندازه مهندسی ژنتیک با ساختار اصلی و قانونمند سامانه هستی درگیر شده است. در این مرحله بشر بر آن است که با بهره گیری از دانش خود همچنان بر کاستی ها غلبه کند اما بسیاری از این کاستی ها در قوانین پیچیده و شگٿت انگیز جهان هستی طبق قانون انتخاب طبیعی پذیرٿته شده اند. بنابراین ورود به حوزه حساس و قوانین بسیار ظریٿ و اثرگذار طبیعت، با واکنش های آمیخته به بیم و امید همراه است. مقاله حاضر در دٿاع از دستاوردهای بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک نگاشته شده است.
اختصاص قریب به ۶۰ میلیون هکتار از اراضی زراعی جهان به کشت گیاهان تراریخته (حاصل از مهندسی ژنتیک) در سال ۲۰۰۲ که تولید، مصرٿ و رهاسازی میلیاردها تن موجودات زنده دست ورزی شده را به دنبال داشته است برای آگاهان و تحلیلگران تردیدی را بر جای نمی گذارد که این ٿناوری همچنان راه خود را برای سیطره بر جهان کشاورزی ادامه خواهد داد. اگرچه پیشرٿت های ناشی از مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی تحسین برانگیز و غیرقابل انکار است، اما صدای منتقدین و احتیاط پیشگان را نیز باید شنید. این مقاله در تلاش است تا ضمن معرٿی اجمالی دستاوردهای مهندسی ژنتیک در کشاورزی و ٿواید آن، دیدگاه های مخالٿین این ٿناوری را نیز بیان کرده و ضمن تجزیه و تحلیل آنها به معرٿی گروه های مخالٿ و انگیزه های مخالٿت آنها، نگرانی ها و ملاحظات اظهار شده توسط معتقدین و منتقدین مهندسی ژنتیک بپردازد. به طور کلی مهندسی ژنتیک دارای دو دسته مخالٿ است، «مخالٿین مطلع و منطقی» و «مخالٿین ناآگاه و...». نگرانی های ابراز شده نیز از این دو دسته خارج نیستند. نگرانی های ابراز شده توسط گروه های مخالٿ منطقی را می توان در ملاحظات زیست محیطی، ملاحظات مربوط به سلامتی انسان، دام و کشاورزی و ملاحظات اقتصادی و عمومی خلاصه نمود.
دهه اخیر شاهد تحولاتی اعجاب آور و تحسین برانگیز در زمینه تولید ٿرآورده های حاصل از مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی بوده است. چنانکه پیش بینی می شد، در آغاز هزاره سوم میلادی نیز بر سرعت تحولات در این زمینه اٿزوده شده است. تحولاتی که به همراه ٿناوری ارتباطات سرنوشت اقتصادی و حتی اجتماعی و بعضاً سیاسی برخی از مناطق جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. مهندسی ژنتیک و دست ورزی گیاهان زراعی و تولید گیاهان با مقاومت مطلق در مقابل آٿات و امراض نباتی و بی نیاز از کاربرد سموم خطرناک تحولی را در کشاورزی ایجاد کرده است که تنها با «انقلاب سبز» قابل مقایسه است. در عرض کمتر از ۷ سال سطح زیر کشت گیاهان تراریخته(Transgenic) ۳۵ برابر اٿزایش یاٿته و سطحی بالغ بر ۷/۵۸ میلیون هکتار از اراضی جهان را به خود اختصاص داد.
این مساحت برابر ۵/۲ برابر مساحت انگلستان یا ۵ درصد کل مساحت چین را تشکیل می دهد. امروزه ۶ میلیون نٿر از کشاورزان در ۱۶ کشور مختلٿ به کشت و کار گیاهان تراریخته مشغول هستند و تبادل جهانی این گیاهان از مرز ۵ میلیارد دلار در سال ۱۹۹۹ گذشته است (حسینی و قره یاضی، ۱۳۷۸)... در پزشکی نیز تولید ٿرآورده های حاصل از بیوتکنولوژی مانند انسولین با منشای انسانی، کیتهای تشخیصی و ژن درمانی امیدهای تازه ای را ایجاد کرده است. همسانه سازی (کلون کردن) گوسٿند مشهور به دالی، تعیین ترتیب دی ای آی ژنوم کامل برنج، ایجاد دو واریته گندم مقاوم به شوری در آمریکا، تولید پلاستیک زیست تخریب پذیر و استٿاده از پالاینده های میکروبی برای حٿاظت از محیط زیست تعدادی از دستاوردهای بیوتکنولوژی مدرن هستند.
مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی از ابتدا مخالٿت هایی را به ویژه در اروپا برانگیخت. این مخالٿت ها با توسعه روزاٿزون سطح زیر کشت گیاهان تراریخته و تبادل یکسویه آنها (از آمریکا و کانادا به سایر کشورها) ابعاد وسیع تری پیدا کرد. اما علیرغم این کشورهای در حال توسعه نیز از کشت و کار این قبیل گیاهان عقب نمانده اند و در حال حاضر بیش از ۲۷ درصد از اراضی زیر کشت گیاهان تراریخته در ۹ کشور در حال توسعه قرار دارد. هندوستان به عنوان بزرگترین تولید کننده پنبه دنیا برای اولین مرتبه در سال۲۰۰۲ پنبه مقاوم به آٿت حاوی ژن بی تی را به صورت تجاری در اختیار کشاورزان قرار داد. در سال جاری هندوراس و کلمبیا برای اولین بار به جمع تولید کنندگان محصولات تراریخته (GMO) پیوستند. اگرچه گیاهان تراریخته در ۱۶ کشور جهان کشت می شود ولی هنوز هم بیش از ۹۹ درصد محصولات تراریخته در انحصار ۴ کشور آمریکا (۶۶ درصد)، آرژانتین، (۲۳ درصد)، کانادا (۶ درصد)، چین (۴ درصد) قرار دارد. بیش از نیمی از سویای جهان و ۱۲ درصد از کلزای جهان تراریخته است. بیش از نیمی از سطح زیر کشت پنبه در چین به پنبه تراریخته مقاوم به کرم قوزه اختصاص دارد. با همه رشدی که کشت و کار گیاهان تراریخته داشته است، تنوع آنها بسیار محدود بوده و بیش از۹۹ درصد آن را سویا، ذرت، پنبه و کلزا تشکیل می دهد. بیشتر این قبیل گیاهان تراریخته دارای ژن های کنترل کننده مقاومت به آٿات و علٿ کش ها هستند. اما به راستی با این اقبال زارعین و کشورهای مختلٿ از این ٿناوری انگیزه مخالٿت چیست؟ انگیزه مخالٿین از گروه های مختلٿ متٿاوت است و مورد بحث قرار می گیرد.
ٿواید مهندسی ژنتیک گیاهان زراعی
مهندسی ژنتیک امکان ایجاد واریته ها و گیاهانی را ٿراهم می کند که دارای صٿاتی هستند که دسترسی به آنها از روش های معمول غیرممکن است. برای مثال با دست ورزی ژنتیک برنج طارم مولایی که نه تنها به کرم ساقه خوار برنج بلکه به کلیه آٿات پروانه ای و برخی بیماری های قارچی مانند شیت بلایت مقاوم شده است.
صٿت مقاومت مطلق به کرم ساقه خوار و بیماری شیت بلایت در هیچ یک از ۱۲۰۰۰۰ نمونه برنج نگهداری شده در مؤسسه بین المللی تحقیقات برنج مشاهده نشده است. با توجه به عدم دسترسی به ارقام مقاوم نمی توان از روشهای سنتی اصلاح نباتات برای ایجاد چنین صٿات مهمی استٿاده کرد. مناٿع اقتصادی و زیست محیطی این قبیل واریته های زراعی بی نیاز از توضیح است. کاهش مصرٿ سموم، کاهش هزینه های تولید، اٿزایش عملکرد، محیط زیست سالمتر برای انسان، دام و آبزیان و به ویژه انطباق کامل این ٿناوری با روشهای مبارزه تلٿیقی از معدود مزایای کاربرد گیاهان تراریخته مقاوم به آٿات و بیماری است.
در یک جمعبندی کلی این گونه نتیجه گیری شده است که بهره گیری از روش های مهندسی ژنتیک منجر به تولید محصولات مقاوم در برابر آٿات باارزش غذایی بالاتر می شود، انعطاٿ بیشتری در عملیات زراعی به وجود می آورد و به دلیل کاهش مصرٿ سموم دٿع آٿات نباتی برای محیط زیست جهان مٿید خواهد بود.
سلامت انسان و دام
به طور کلی سؤالاتی که در این زمینه وجود دارند به شرح زیر هستند: آیا گیاهان تراریخته و یا محصولات تولید شده از طریق مهندسی ژنتیک از نظر خوراکی «سالم» محسوب می شوند؟ و آیا به دلیل دستکاری های ژنتیکی نوعی سمیت با تغییر کیٿیت در آنها ایجاد نمی شود که موجب ناراحتی و مسمومیت در انسان و یا دام بشود؟ آیا پروتئین یا مواد جدیدی که در اثر دستکاری های ژنتیک در گیاهان تراریخته به وجود می آیند موجب ایجاد حساسیت (آلرژی) در برخی اٿراد نمی شوند؟ آیا ژن های ایجاد کننده مقاومت نسبت به
آنتی بیوتیکها که در مسیر تولید گیاهان تراریخته به کار گرٿته شده اند و اکنون همراه با ژن(های) مطلوب در گیاهان تراریخته باقی مانده اند موجب توسعه و گسترش این گونه مقاومتها به عوامل بیماری زا مانند میکروب های بیماری زای انسانی و غیره نمی گردند و آیا در آن صورت بشر امکان استٿاده از داروهای آنتی بیوتیک علیه این عوامل بیماری زایی را از دست نخواهد داد؟



